جستجو

ژان رنوار نابغه ی سینما – بخش اول

index

ژان رنوار از معدود کارگردان های سینماست که همه ی مکتب ها و نگره های تحقیقی ، ادبی ، فنی ، جامعه شناختی ، انسان گرا ، ساختار گرا ، مولف و مردم پسندِ نقد فیلم ، او را استاد مسلم سینما می دانند . رنوار بدون شک یکی از چند مولف بزرگ تاریخ سینماست که او را با سروانتس ، بالزاک ، دیدرو ، فلوبر مقایسه کرده اند . فرانسوا تروفو او را بزرگ ترین فیلمساز جهان می خواند و منتقدان برجسته ی سینما همچون آندره بازن ، پالین کیل ، استنلی کافمن ، دوایت مک دانلد ، پارکر تیلور ، جان سایمون و آندرو ساریس با نگرش هایی کاملاً متفاوت ، رنوار را یکی از بهترین فیلم سازان سینما دانسته اند و تاثیر او را بر سینمای جهان غیر قابل انکار می دانند . چارلی چاپلین می گوید : به عقیده ی من بزرگ ترین فیلمساز در جهان یک فرانسوی است که نامش ژان رنوار است . و آندرو ساریس در جواب سوال کدام فیلمساز را بیش از دیگران می پسندید ؟ جواب می دهد : ماکس افولس ، ژان رنوار و میزوگوشی ، سه تن از بزرگ ترین فیلمسازانی اند که من می شناسم .

ژان رنوارکه یکی از محبوب ترین فیلمسازهای سینمای فرانسه است ،  در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۴ در پاریس متولد شد . او دومین پسر از سه پسر اوگوست رنوار نقاش امپرسیونیست فرانسه است . برادر بزرگش پییر رنوار نه سال از او بزرگ تر و برادر دیگرش کلود هفت سال کوچک تر بود . پییر بعدها بازیگر شد و پسرش کلود هم فیلمبردار برجسته ای شد که چند فیلم عمویش ، ژان رنوار را فیلمبرداری کرد .

اوگوست رنوار هنگام تولد ژان پنجاه و سه سال داشت . ژان مدل اغلب نقاشی های پدرش بود و در سال های ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۹ به شکل دختری کوچک با موهای قرمز در نقاشی های پدرش ظاهر شد که از آن جمله می توان تابلو آلفابت را نام برد .

رنوار پس از پایان تحصیلاتش در رشته ی فلسفه و ریاضیات در ۱۷ فوریه ۱۹۱۳ به سبب علاقه ی وافر به اسب و سوارکاری وارد خدمت سواره نظام شد و سال بعد با شروع جنگ جهانی اول با درجه ی گروهبانی به جبهه اعزام گردید . در آوریل ۱۹۱۵ گلوله ی یک تیرانداز آلمانی به استخوان ران او نشست . عفونت پای رنوار تا سر حد قطع پا پیش رفت ، اما با مواظبت و پرستاری مادرش و یک دکتر متخصص ، سرانجام درمان یافت ، ولی این زخم سبب شد که ژان تا پایان عمر کمی بلنگد و درد بکشد .

ژان رنوار بنا به گفته ی خودش در سه سالگی با سینما آشنا شد و در نه سالگی در مدرسه ، روزهای یکشنبه در مدرسه به دیدن فیلم های کوتاه کمدی می نشست . در دوران نقاهت هم دست کم هفته ای بیست و پنج فیلم می دید که همه آمریکایی بود .

او در آغاز ۱۹۱۶ به جنگ بازگشت ، اما این بار به نیروی هوایی پیوست و خلبان تجسسی ارتش شد و در یک سانحه ی هوایی ، بار دیگر پایش صدمه دید و تا پایان جنگ به پاریس منتقل شد . در این دوره چارلی چاپلین را شناخت و چنان شیفته اش شد که سینما برایش مفهوم دیگری پیدا کرد . در حقیقت عشق او به سینما در این دوره ی فراغت و استراحت شکل گرفت و رشد کرد ، اما پدرش می خواست او به کار سرامیک بپردازد . پدر برای او و برادر کوچک ترش و آخرین مدل جوان مو قرمزش دِه دِه کارگاه و کوره ی سرامیک سازی کوچکی در یک ساختمان قدیمی در چند قدمی منزلشان رو به راه کرد . اوگوست رنوار در دسامبر ۱۹۱۹ درگذشت و ژان در ۲۴ ژانویه ۱۹۲۰ با دِه دِه ازدواج کرد ، و کار سرامیک را ادامه دادند . رنوار پس از چهار سال با دیدن آثار مختلف سینمایی در پاریس چنان شیفته ی سینما شده بود که تصمیم گرفت به سینما روی بیاورد . او اولین فیلمنامه ی خود را با نام کاترین در سال ۱۹۲۴ با کارگردانی آلبرت دیودونه و بازیگری همسرش با نام جدید کاترین هسلینگ و با ارث پدری تهیه کرد و این آغاز دوره ی سینمایی درخشانی بود که با ساختن آخرین فیلمش در سال ۱۹۶۹ ، تقریباً چهل و پنج سال طول کشید . رنوار می گوید : من به سینما به طور طیعی راه یافتم . ابتدا به کار سفالگری و سرامیک سازی مشغول بودم ، چون نقاشی هیچ وقت مرا وسوسه نکرد . در بین تمام هنرها ، سرامیک سازی به سینما نزدیک ترین است . می خندید ؟! پس گوش کنید . سرامیک ساز گلدانی را طراحی می کند ، آن را می سازد ، لعاب می دهد و سپس آن را در کوره می گذارد تا پخته شود . پس از چند ساعت آن را از کوره در می آورد . محصول ، چیزی است متفاوت با آنچه او انتظارش را داشت ، درست مانند سینما … من انگیزه ای نداشتم که سعی کنم با ساختن گلدان هنرمند بشوم . از این رو ، سرامیک سازی را به دلیل ساده ای ترک کردم . پی بردم که یا باید هنرمندی باشم آن چنان متظاهر که کارهای هنری منفردی خلق کنم و آنها را به نام آثار هنری بفروشم که مطلقاً به این کار راغب نبودم ، یا باید به صنعت آن وارد می شدم که هیچ چیز از آن نمی دانستم . می بایستی سالانه به ساختن و عرضه ی یک میلیون فنجان چای کمک می کردم … نمی توانستم … من سینما را انتخاب کردم .

 

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا