جستجو

ژانر دلهره آور ( تریلر )

silence

برخلاف فیلم های سینمای وحشت ، که ترس توسط قهرمان منفی به شکل اغراق آمیزی در هیئت یک هیولا یا دراکولا ایجاد می شود ، در ژانر دلهره آور این ترس توسط انسان های معمولی و اعمال شان به طور محسوس و ملموس در تخیل تماشاگر بازسازی می شود به همین دلیل تاثیر آن نیز تعیین کننده تر است . تریلر در یک گزاره ی ساده عبارت است از بازتولید احساس دلهره . از این زاویه برخی فیلم های جنایی هم می توانند زیر مجموعه ی این ژانر قرار بگیرند .

نقطه ی حرکت ژانر دلهره آور ، تبدیل و تغییر مسائل عادی ، عادت ها و روابط موجود با پیش زمینه های حقیقی و با انگیزه های پوچ و بیهوده به خشونتی بی بدیل است ، تبدیل روابط دوستی و رفاقت به دشمنی یا روابط عاشقانه به یک رابطه ی سرد و تهی از احساس و تغییر عشق به خیانت . به طوری که انسان درون خودش زمزمه می کند که آیا واقعاً این قضیه می تواند واقعیت داشته باشد ؟ ناگهان تماشاگر متوجه می شود که پدر خانواده برای سر کیسه کردن پدر زنش ، همسرش را به زیر تیغ قاتلان بالفطره روانه می کند ، یا همسایه ی خوش اخلاق فیلم جاسوس از آب در می آید ، یا زن جوان و زیبای نویسنده ، قاتلی بی رحم و وحشی ست . مناسبات اجتماعی و حتی نقش اجتماعی فرد زیر سوال می رود و اخساس عدم امنیت و بی اعتمادی در تماشاگر نتیجه ی اخلاقی چنین داستان هایی ست . برخلاف فیلم های ماجراجویانه ، در ژانر دلهره آور ، قهرمان فیلم در جستجوی خطر ، دست به ماجراجویی نمی زند ، بلکه بر عکس ، خطر خودش را به قهرمان نزدیک می کند . به همین دلیل باید فضا و خطری که خلق می شود قابل باور می شود .

ساختار ماجراهای ژانر دلهره آور و جهت گیری آن دارای عناصری ست که پذیرش آن را از طرف تماشاگر قابل قبول می سازد . الگوی بنیادی روایت در این ژانر براساس تفاوت میان اطلاعات تماشاگر و قهرمان فیلم ، بازگشت به گذشته یا به آینده ، بازی ظریف با احساسِ شک و یقین ، به هم ریختگی ماجراهای فیلم ، اشکال متفاوت تضاد و تلاش قهرمان برای غلبه بر این تضاد هاست . نکته ی اساسی در این ژانر میزان اطلاعات تماشاگر و بازی با تقسیم دانستنی های اوست که غالباً فراتر از قهرمان فیلم است . تماشاگر می داند چه چیزی را نمی داند و چه چیزی را بیشتر از قهرمان می داند . بنابراین افکت غالب در این ژانر تعلیق است . تماشاگر منشا ایجاد ترس را می شناسد به همین دلیل در مقابل ترس ایمن می شود اما دلهره ی فردی او افزایش می یابد . دلهره در این فیلم ها تنها یک هیجان روانی با محتوایی ساده نیست ، بلکه ناشی از به هم ریختگی تعادل احساسی در قهرمان فیلم است که توانایی و کنترل او در تعیینِ حوادثِ قابل پیش بینی به شدت محدود شده است . قهرمان اصلی فیلم به علت ترس  و ضعف در موقعیتی قرار می گیرد که باید بر یک تهدیدِ ما فوق قدرت غلبه کند و افکت کاتارسیس در قهرمان و در تماشاگر در نقطه ی اوج فیلم به وقوع می پیوندد .

این فرم نتیجه ی فرایند تجربه ای به شدت شخصی ست . خطری که انسان در ژانر دلهره آور تجربه می کند نوعی به مبارزه طلبیدن و دوئل با خویش است ، تعریف تازه ای از خود هنگامی که انسان مرزِ قراردادهای اجتماعی را زیر پا می گذارد . در تریلر هویت شخص به مبارزه طلبیده می شود و تماشاگر تشویق می شود که از زاویه ی دید قهرمان منفی به خود نگاه کند . قهرمان منفی غالباً دو چهره و کم حرف است . تا مدتی وجه تاریک شخصیتش را برملا نمی کند تا از نظر روانی تاثیر بیشتری بر تماشاگر بگذارد . پشت چهره ی ساده و بی خطر او اهداف خطرناک و غیر قابل باوری نهفته است . هنگامی که خودش را برای یک جنایت وحشتناک آماده می کند یا نقشه ی قتلی را می کشد ، تماشاگر به عنوان مخاطب در این اهداف شریک می شود . دلهره ی تماشاگر ریشه در این همه چیز دانی او دارد . قهرمان منفی هدایت کننده ی ماجرای اصلی فیلم است . در واقع پی رنگ را قهرمان منفی پیش می برد و قهرمان اصلی در مقابل آن واکنش نشان می دهد . در این ژانر معمولاً در ابتدای فیلم توسط قهرمان منفی یک قتل صورت می گیرد . شیوه ی این قتل ها و انگیزه های آن آنقدر فجیع است که تماشاگر احساس می کند در صورت ادامه ی این قتل ها چهره ی دنیای روزمره وحشتناک می شود . در فیلم فراری مردی یک دست به دستور دوست و همکار ریچارد کیمبل ، همسر او را به طرز وحشتناکی به قتل می رساند . در فیلم سکوت بره ها پیش از شروع فیلم ، بیماری دو جنسی قتل های زنجیره ای اش را آغاز کرده است . در فیلم فارگو مطابق یک نقشه مرد خانواده همسرش را به دست دو قاتل بی رحم می سپارد . در فیلم هفت ، قهرمان منفی برای اینکه ثابت کند بشر کماکان اسیر هفت گناه کبیره است ، شش نفر را به قتل می رساند و با کشتن همسر قهرمان اصلی فیلم او را مجبور می کند تحت هوای نفس خشم ، آخرین گناه کبیره را نیز مرتکب می شود . همین مضمون در فیلم Low Abidin Citizen  تکرار می شود ، با این تفاوت که انگیزه ی قهرمان منفی در این فیلم با توجه به اینکه در آغاز داستان همسر و فرزندش به شکل وحشیانه ای توسط مجرمی که بعداً فقط محکوم به سه سال زندان می شود کشته می شوند ، علاوه بر انتقام ، توجه مردم به اصلاح قوانین قضایی نیز هست . در تمام این نمونه ها قدرت و هوشیاری قهرمان منفی ما فوق طبیعی تصویر می شود گرچه بعد از نقطه ی اوج فیلم تماشاگر متوجه می شود این قدرت تنها ناشی از برنامه ریزی دقیق قهرمان منفی است .

در این ژانر قدرتِ جاذبه ی قهرمان منفی از اهمیت اساسی برخوردار است . قهرمان فیلم معمولاً چند قدم عقب تر از قهرمان منفی ست . قهرمان منفی هر لحظه خطرناک تر و شیوه ی قتل هایش فجیع تر و پیچیده تر می شود . برنامه ی بعدی او هم احتمالاً یک قتل دیگر است .

در گام کاتالیزور یا نقطه ی عطف اول ، معمولاً توسط قهرمان منفی قتل دوم صورت می گیرد . چون داستانِ دلهره آور توسط قهرمان منفی پیش می رود ،  ابتدا باید برنامه ی او توسط فیلمنامه نویس طرح ریزی شود و قهرمان اصلی که پلیس یا مشابه پلیس عمل می کند در مقابل او عکس العمل نشان دهد . او در تقابل با قهرمان منفی برای آن که بفهمد چه اتفاقی افتاده و چگونه می تواند آن را کشف کند وارد مسیری از جریان زندگی می شود که برای او غیر عادی ست و با این سفر درونی بخش سایه ی وجود خودش را کشف می کند . قهرمان مثبت یک نقطه ی ضعف دارد که پاشنه ی آشیل شخصیت او هم هست . به طور مثال نیک در فیلم غریزه ی اصلی و وکیل فیلمِ تنگه ی وحشت با سکس مشکل دارند .

قهرمان منفی برخلاف قهرمان اصلی فیلم ، دقیقاً می داند چه می خواهد و چگونه آن را به دست آورد . او برده ی غرایز است و می تواند هر تابویی را بشکند . مهم نیست که قهرمان منفی قاتل است ، بلکه چگونگی قتل ها ، هوشمندی قاتل و لذتی که از قتل می برد ، اهمیت دارد .

قهرمان منفی در واقع بخش ناخودآگاه و تاریک اجتماع را نمایندگی می کند به همین دلیل این که او چه شخصیتی دارد مهم نیست ، بلکه نقش اجتماعی او به عنوان دکتر ، مهندس ، نویسنده ، بنگاه دار یا وکیل است که اهمیت دارد . در ابتدای فیلم ، تماشاگر با این نقش به جهانِ ناشناخته ی سایه ها وارد می شود . یک تابو شکسته می شود و دلهره پدید می آید . این دلهره بیش از هر چیز معلول تصور ذهنی تماشاگر از نقش اجتماعی شخصیتِ منفی است .

در ژانر وحشت قهرمان منفی از ریخت افتاده از پای در می آید و تماشاگر با خاطر آسوده سالن سینما را ترک می کند ، اما در ژانر دلهره آور امکان وقوع چندباره ی چنین واقعه ای به قوت خود باقی می ماند .

در این ژانر ماجرای اصلی فیلم که پی رنگ را می سازد معمولاً حول محور موضوعاتی مانند فرار ، انتقام ، تحرک ، عملیات ، نجات ، جست و جو ، دسیسه و معما است .


 

برچسب ها : ,,

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا