جستجو

چرا سالن های سینما تاریک هستند ؟ بخش اول

سالن

فرض کنیم دلایل فنی موجود تماشای فیلم در تاریکی را توجیه و ایجاب کنند. شاید روشنایی پرده واقعاً در روشنایی روز چیزی از دست بدهد اما اگر چه تاکنون تاریکی استیلای مطلق داشته است ، من باور نمی کنم فقط ملاحظات بصری دلیل کافی باشد که تاریکی را محیط طبیعی فیلم سازد. همه ی دیگر انواع تماشا – تئاتر ، سیرک ، اپرا و کنسرت ها – خود را با درجات مختلفی از نیمه روشنی وفق داده اند. فقط سینما ، هرچند در کافه های نیمه روشن متولد شد ، خود را کاملاً دور از روشنایی روز توسعه داد و تثبیت کرد و نوری را جز آنچه خود منتشر می کرد نپذیرفت. جامعه شناسان و روانشناسان البته به کرات گفته اند که تاریکی سالن سینما نقش ها و اثرات دیگری دارد غیر از آنهایی که به بهتر دیدن فیلم کمک می کنند. در عین حال که تاریکی ممکن است جزئی از لازمه های فنی باشد ، همچنین امکان و محل پدیده هایی با حدود متفاوتی از پیچیدگی است – که از طریق فیلم و فراتر از آن ، در تماشاگر و فراتر از او – با مردم و جامعه مربوط می شوند. به عبارت دیگر ، به یک معنی نقش روانشناختی و اجتماعی سینما را هم مطرح می کنند.

در همین ارتباط باید به روشنی دریافت که سینما ، در عین حال که هنر است ، زبان هم هست ، نظامی از نشانه هاست که گستره ای از استعاره ها را به کار می گیرد تا دلالت کند. چون ادبیات ، که به واژه  ها بسته است ، زبانی یا زبان هایی و بنابراین نوعی بیان است ، اما شاید این در معنی مطلق فیلم درست تر باشد زیرا تصویر به نحوی مطلق تر از واژه ها به جهان آنگونه که ذهن هشیار می بیندش مربوط است ، زیرا واژه ها ابزارهای خود جهان هشیاری اند.

سالن تاریک سینما سالن اسطوره هاست برانگیخته و برانگیزنده ی آن هایی که آماده اند خود را به پرده بسپارند. با پدیده های شیفتگی ، انتقال ، جذبه – فرافکنی تماشاگران همسو با فرافکندن فیلم بر پرده – آشناییم . سینمای به اصطلاح تجارتی یا مصرف کننده صرفاً به این نیازها پاسخ می دهد و آنها را تغذیه می کند. و با این کار تاریکی محیط را دوام می بخشد و صروری تر از همیشه می سازد. توافقی دیرپا و همواره احیاشونده بین سالن تاریک سینما و سینمای تجاری وجود دارد ، هر کدام وسیله ی بقای دیگری را فراهم می کند. بسیار دشوار می توان گفت که کدام به حفظ قراردادهایی که هر دو بر آن استوارند بیشتر کمک کرده است. بله ، آنچه محصول جاری خوانده می شود ثوابت ، کلیشه ها ، قراردادهای روایی ، بازیگری و شخصیت های استاندارد خود را دارد و این هم درست است که این قراردادها را بخش عظیمی از تماشاگران قوانین تغییر ناپذیر می انگارند . اما بار سنگین مسولیت آنها را تقریباً به تمامی تاریکی سالن بر دوش دارد. مشروط بودن به تاریکی نوعی بازتاب را با بیشترین اثر در تماشاگری که وارد سینمایی می شود فعال می سازد – توقع ، حتی میل به ، اشکال آشنا ، الگوهای شناخته ، کل آن دستگاه همگن.

نخست و شاید مهمتر از همه ، در این امر نوعی مفهوم ترک جهان زندگی روزمره و ورود به تاریکی هست نزدیک به تاریکی اعتراف گاه یا اتاق خواب ، سرزمین رویاها . تاریکی سالن تماشاگر را دعوت می کند که فیلم را فقط به صورت مکانیسم بدیع رویا ببیند (متاسفانه و معمولاً از خام ترین و خالی ترین نوع آن ) ، به عبارت دیگر ، به صورت انکار زیستن ، حذف کردن جهان ( حتی اگر جانشین اش جهانی همان قدر سخیف و پوچ باشد ) .

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا