جستجو

چرا سالن های سینما تاریک هستند؟ بخش دوم

سالن

بدین سان ، وجود ،حتی ابعاد جدید چیزی که بدفهمی خوانده شده است به هیچ روی تعجب آور نیست. تماشاگر به محض ورود به سینما در تاریکی محبوس می شود. این تاریکی او را شرطی کرده است که تاثیرات خاصی را بپذیرد و شور و عواطفی معین را توقع داشته باشد. او برای درک حتی معمولی ترین فیلم یک مولف ( که به لحاظ تعریف با هنجارهای گنگی که سنت سینماهای تاریک تثبیت کرده است موافقت ندارد ) باید صادقانه تلاش کند که در برابر این مقاومت ورزد و پس اش بزند. وقتی که در ظلمت است باید خود را هشیار نگه دارد اگر می خواهد چیزی درباره ی فیلم هایی بداند که می خواهند با او چون آدمی خوابیده برخورد کنند. ( شرطی شدن و عادت در اینجا نقش مهمی بازی می کنند . تماشاگر متوسط اگر بیننده ی عادی این سینماهای تاریک بوده است ، در کمال تعجب ، از این حالت خواب آلودگی فقط عنصر تکرار ، یکسانی و همانندی را نگه می دارد . تربیت سینمایی اش امر خارق العاده را حذف می کند و فقط کلیشه ها و قراردادهایی را که به نظرش همان سینمای عادی است نگه می دارد. هر چه را که با آنها متضاد باشد غیر طبیعی یا شکست و ناتوانی می انگارد. این را هم می دانیم که کودکان پیچیده ترین و نامعمولترین ساختارهای روایی را به سرعت می گیرند و از شدیدترین حذف ها تعجب نمی کنند ، به عبارت دیگر دید بازی دارند که دقیقاً همان است که تجربه ی طولانی سینمای سرگرم کننده برای همیشه فرو می بندد ) .

بدون تردید برای همین است که تماشاگر سینمای مولف را به زحمت و بعد حتی به اکراه تحمل می کند. شکاف وسیعی بین حالت تماشاگر در یک سینمای تاریک و حالت پذیرندگی یا مشارکت صریح مورد نیاز برای تماشای فیلمی که صرفاً برای مصرف کننده ساخته نشده است وجود دارد. چرا ؟ یا فیلم ادامه ی طبیعی تاریکی ، آستانه ی رویاهاست ، چنانکه تماشاگر با پشت سر گذاشتن جهان ، خود و دیگران را و خود را چون دیگری فراموش می کند. تنها آن نخ ساده و دلچسب رویا را دنبال می کند که او را چون پیله ای در برگرفته است.  دنیا پیش چشمانش با سهولتی رویاوار شکل هایش را می گشاید. یک همدلی افسون کننده در کار است که هر دست اندازی به آن فرم های مورد نظر و مضامین مورد توجه آن را به طور دردناکی در هم میریزد. یا فیلم ، علی رغم  و فراتر از سینمای تاریک ، برآن است که ادامه و نظری درباره ی جهان خارج باشد. در این صورت تماشاگر از دست می رود. از یک سو ، گرفتار سالن است و اورا به سمت ارضای معهود توقعاتش می کشد که از این فیلم ساخته نیست. از سوی دیگر فیلم او را با خودش و دیگران رویارو می کند. تصاویرش مدام او را به سمت جهان می راند و خبردارش می کند که تاریکی سینما سعی دارد از او دریغ کند.

می توان متعاقباً گفت که بین سینمای مسول ( که از گریفیث تا رنوار و از لانگ تا گدار ، ما سینمای مدرن اش می انگاشتیمن )  و جایی که در آن عمل می کند ستیزی وجود دارد. آن بدفهمی که گفتیم از این نکته برمی خیزد که سینمای مدرن  ( که علناً با جهان همچنین با هنر رویاروست ، نگاه کنید به فیلم های گدار ) همواره باید از تاریکی بگذرد . آنچه سینمای مدرن لازم دارد ، سالن های روشن است که برخلاف تاریکی ، نه مجذوب می کند و نه صراحتی را که از پرده منتقل می شود از بین می برد. برعکس منتشرش می کند و با این کار شخصیت فیلم و تماشاگر را از درون تاریکی ها بیرون می کشد و رودرروی هم در شرایط برابر قرار می دهد.

برچسب ها :

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا