جستجو

مورنائو ی اکسپرسیونیست

vampires5

اف . دبلیو . مورنائو ، یکی از مستعدترین هنرمندان دوران فیلم های صامت ، پیش از مرگ غیر منتظره اش در یک سانحه ی رانندگی ، تنها ۲۱ فیلم ساخته بود . مورنائو بر خلاف بسیاری از افراد فعال در صنعت فیلم در آن زمان ، در محیطی فرهنگی بزرگ شد و دانشجوی دانشگاه هایدلبرگ ، یکی از بهترین دانشگاه های اروپا بود . او در دانشگاه به تحصیل تاریخ هنر و ادبیات پرداخت . او در دوران فیلم سازی در آلمان ، چند نمونه از معروف ترین و خیره کننده ترین فیلم های دهه ی ۲۰ میلادی از نظر بصری را ساخت .

تماشای فیلم دراکولا ( برانینگ ، ۱۹۳۱ ) دست کم به عنوان یک فیلم ترسناک و نه یک فیلم کمدی ، کار مشکلی است اما فیلم نوسفراتو اثر مورنائو که براساس رمان دراکولا نوشته ی برام استوکر ساخته شده ، همچنان ترسناک و دلهره آور است . بعضی جلوه ها و بازی ها شاید نسبت به نمونه های مشابه در آن زمان کمتر باورپذیر باشند اما صحنه های دیگر فیلم ، بسیار اضطراب آور به شمار می روند . یکی از جنبه های فیلم که همچنان موثر باقی مانده ، این است که چطور وضعیت های عادی با مسائل فراطبیعی در هم می آمیزند . یک نمونه از این مسئله ، مربوط به قسمتی از فیلم است که در آان هاتر پس از ملاقات کنت اورلو به اتاقش می رود . در اتاق مانند یک قاب او را احاطه کرده و فضای بسیاری بین هاتر و در قرار دارد . زمانی که هاتر خوابیده ، کنت وارد شده و به زحمت می تواند از دری عبور کند که هاتر به راحتی از آن رد شده است . این صحنه بسیار ساده و در عین حال بسیار موثر است . زیبایی شناسی اکسپرسیونیستی موجود در کل فیلم ، تاثیر بیشتر و مهمتری برای صنعت سینما داشته است . نورپردازی در جهت ایجاد سایه های کشیده و مرعوب کننده ، ترکیب بندی های خاص با دوربین پایین تر از سوژه و زاویه ی خارج از مرکز برای ایجاد حس جابجایی و عدم راحتی در بیننده و نیز تدوین غیر معمول ، همه به سبک تصویری نوسفراتو و به طور کلی به صنعت سینما کمک کرده اند . فیلم مرد سوم ( ۱۹۴۹ ) کارول رید نیز به خاطر استفاده از سایه ها و زوایای دوربین برای ایجاد حس تنش و فضای غیر معمول و مرتعش تا حد زیادی وامدار فیلم های اکسپرسیونیستی آلمانی از جمله نوسفراتو است .

مورنائو در فیلم آخرین خنده ( ۱۹۲۴ ) به روشی از دوربین استفاده کرد که قبلاً کمتر دیده شده بود ;  کاری که از دید برخی تاریخ دانان ، تلاشی برای ایجاد یک زبان دیداری جهانی بود . آخرین خنده داستان جنینگز ، نگهبان پر شکوه یک هتل مشهور است . صاحبان هتل به این نتیجه می رسند که جنینگز پیر و ناتوان شده و نمی تواند برای تصویر هتل مناسب باشد و در نتیجه او را مسئول سرویس بهداشتی می کنند . جنینگز که غرورش زیر پا گذاشته شده ، سعی می کند تا این تنزل درجه را از خانواده و دوستانش مخفی کند اما سرانجام آن ها متوجه این مسئله می شوند . دوستان او تصور می کنند که او در تمام این مدت در مورد شغل با اعتبارش دروغ می گفته و با بی رحمی او را مورد شماتت قرار می دهند و خانواده اش شغل جدید او را شرم آور دانسته و او را پس می زنند . جنینگز که دیگر کسی را ندارد ، به هتل بازگشته و در دستشویی محل کارش می خوابد . تنها کسی که برای او اهمیت قائل است ، یک نگهبان شب است که در هنگام خواب جنینگز مراقب او است . در اینجا تنها نوشته ی فیلم دیده می شود : داستان در واقع باید اینجا تمام شود ، چون پیرمرد سرگردان در زندگی واقعی تنها می تواند منتظر مرگ باشد . اما دل نویسنده به رحم آمده و پایانی غیر محتمل برای این داستان در نظر گرفته است . پایان مورد نظر این است که جنینگز وارث ثروت بسیاری شده و کار خود را ترک می کند و می تواند در همان هتلی که در آنجا کار می کرد ، غذا بخورد .

مورنائو برای روایت داستان به جای شیوه ی معمول استفاده از نوشتار بین صحنه ها ، از دوربین استفاده می کند . همان طور که در بالا ذکر شد ، در این فیلم تنها یک بار از نوشتار بین صحنه ها استفاده می شود . رها کردن دوربین جهت استفاده از آن برای نشان دادن دنیا از چشم دربان باعث شد که دوربین خود به شکل یک ایفا کننده ی نقش دربیاید . هنگامی که دوربین ثابت بود ، معنی منتقل می کرد و در زمان حرکت هم همین مسئله صادق بود . درگیر شدن یا به تصویر کشیده شدن یک موقعیت سوبژکتیو از سوی دوربین حاوی معنی بود . این مسئله به فیلمسازان اجازه می داد تا راهی برای درگیر کردن بیننده در دنیای انتزاعی شخصیت ، ایجاد درک و همانند سازی بیابند که عناصری کلیدی در یک فیلم موفق محسوب می شوند . مورنائو شاید اولین نمونه از این دست نبود اما او نیز مانند گریفیث یک تکنیک را تبدیل به عرف کرد که هم از سوی فیلم ساز و هم مخاطب قابل درک کرد .

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا