جستجو

معانیِ فیلم – بخش اول

یوگسلاو

ما معمولاً هنگام تماشا و همچنین پس از تماشای یک فیلم ، درباره ی آن چه دیده ایم فکر می کنیم . گاه در مورد فیلمی که دیده ایم با دیگران حرف می زنیم . بعضی وقت ها نظر دیگران را در مورد آن فیلم می خوانیم . خیلی وقت ها پس از تماشای یک فیلم ، در مورد آن فیلم یا برخی جنبه های خاصش نتیجه گیری های کلی می کنیم . برای مثال ، می گوییم فلان فیلم مشوق خشونت است ، یا فلان فیلم نشان می دهد تبهکار سرانجام به سزای اعمال پلید خود می رسد . منظور ما از معنی ، همین مشاهدات یا نتیجه گیری های کلی است که نسبت به فیلم یا برخی جنبه های آن داریم .

شناسایی و انگشت نهادن بر موضوع فیلم ، با توضیح معنای آن یکی نیست . موضوع فیلم را می توان در یک کلمه یا یک جمله ی کوتاه خلاصه کرد . برای مثال ، یکی از موضوعات مطرح در فیلم نا بخشوده ( ۱۹۹۲ ) موضوع خشونت است . در حالی که برای توصیف معنای آن دست کم به یک جمله ی کامل نیاز داریم . یکی از معانی این فیلم را می توان چنین خلاصه کرد : برای بعضی آدم ها ، کشتن هم نوع کار بسیار دشواری است .

در فیلم های داستانی ، معانی معمولاً نتیجه گیری های کلی تماشاگران در مورد موضوع هایی چون موقعیت شخصیت ها ، خصلت های شخصیت ها ، اندیشه های آنها و مجموعه ی رفتارهایشان است . اما در فیلم های مستند ، معانی فیلم معمولاً دیدگاه کلی در مورد مضامینی هستند که در فیلم مطرح می شوند . در عوض ، در فیلم های تجربی ، معانی معمولاً شامل نتیجه گیری های کلی تماشاگران در مورد قواعد فیلم یا نحوه ی عرضه ی غیر سنتی داستان فیلم یا برخی ویژگی های خاص خودِ رسانه ی سینماست .

برخی تماشگران بر این باورند که برای درک معنای هر فیلم ، لازم است هدف و نیت فیلم سازان از ساختن فیلم را بدانیم و بشناسیم . اما در واقع حتماً چنین نیست . خالق هر متن ، رمان ، نمایشنامه ، نقاشی ، فیلم یا هر هنر دیگری ، در هنگام خلق اثر خود به ندرت تصور روشن و قانع کننده ای از آن دارد . به همین خاطر است که در بسیاری از مواقع در مصاحبه ها و گفت و گوهای مختلف به زحمت توضیح قانع کننده و کاملی در مورد اثر خود می دهد ، و کمک او در این مورد بسیار محدود است . از آنجا که خالق متن یا اثر به شدت درگیر خلق آن است ، در نتیجه در موقعیت مطلوبی برای مشاهده ی معنا یا معانی مختلف آن قرار ندارد . آنها بیش از آن به درخت ها نزدیک هستند که بتوانند راه های مختلف موجود در جنگل را تشخیص دهند و بدانند آن راه ها به چه اهدافی ختم می شوند . از سوی دیگر ، برخی هنرمندان بیش از بقیه به صورت غریزی کار می کنند و آن قدرها به تجزیه و تحلیل های دقیق و مو شکافانه کاری ندارند . این هنرمندان شاید مهارتی خاص یا علاقه ای به تجزیه تحلیل متون دیگران نداشته باشند ، چه برسد به متن خودشان . هنرمندانی هم هستند که می گویند این کار به عهده ی مخاطب ، خواننده یا تماشاگر است که در مورد تجزیه و تحلیل اثر و معناهای درونی آن تصمیم بگیرد . هنرمندانی نظیر آلفرد هیچکاک هم هستند که از گفتن موضوعات نهفته در آثارشان طفره می روند ، یا سر به سر دیگران می گذارند ، یا حتی وقتی از اثر خود حرف می زنند نکته های گیج کننده و نا مربوطی به زبان می آورند که دست آخر گمراه کننده از کار در می آیند .

معنا را می توان به چهار نوع مختلف تقسیم کرد : معنای صریح و روشن ، معنای ضمنی یا نهفته ، معنای جامع و عمومی ، و معنای دلالت کننده .

 

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا