جستجو

فرمالیسم و سینما

سالن

در همان روزهای اولیه ی سینما نیز افرادی وجود داشتند که آن را جدی بگیرند . از اولین کارهای این نظریه پردازان اولیه ی فیلم ، تایید هویت سینما بود . این کار از دو طریق انجام می شد : قائل شدن تفاوت بین سینما و رسانه های پیش از آن ( کاری که دشواری آن بستگی به میزان در هم تنیدگی سینما با آن رسانه ها در هر زمان داشت ) و تحلیل فیلم ها به عنوان یک فرم هنری . قبل از پرداختن بیشتر به برخی ایده های نظریه پردازان فیلم به مثابه هنر ، باید ذکر شود که این نظریه پردازان اولیه استثنائاً در هدف خود برای تایید هویت سینما موفق بودند . با ظهور صدا ، ایده ی سینما به عنوان یک فرم هنری دیگر جهانی شده بود . یکی از اولین و موفق ترین نظریه های فیلم به مثابه هنر ، فرمالیسم بود . این نظریه توسط افرادی چون بلا بالاژ ، هوگو مونستربرگ  و رودولف آرنهایم پیش برده شده بود . کاری که نظریه های این افراد کردند ، متمرکز کزدن تحلیل روی المان های قراردادی سینما مانند نورپردازی ، تدوین و جنبه های کار با دوربین جهت ترکیب بندی بود . شاید برای خواننده ی معاصر عجیب به نظر بیاید که فرمالیسم بتواند یک نظریه ی فیلم باشد ، اما این مجموعه از ایده ها ، تا به امروز بخشی حیاتی از جعبه ابزاری نظری برای افراد بسیاری بوده که در مورد فیلم نوشته اند . البته تا دهه ی ۶۰ ، برخی شکل های فرمالیسم ، پارادایم مسلط هرگونه بحث انتقادی در مورد سینما بودند . مسئله ی تعریف سینما برای این نظریه پردازان اولیه ی فیلم ، مسئله ی مهمی بود و سینما برای آن ها یک فرم هنری تصویری مانند نقاشی یا تئاتر محسوب می شود . تعریف سینما برای آنها تماماً بر حسب محتوای آن بود .

به جز فرمالیسم ، بسیاری از نظریه های اولیه ی فیلم از بستر جریان آوانگارد فرانسه بیرون آمدند . شاید استفاده از واژه ی نظریه برای تمام موضع گیری های این نویسندگان در مورد سینما کاملاً صحیح نباشد ، زیرا این اظهارات بیشتر احساسی و شعرگونه بودند تا انتقادی ، اما به هر صورت تاثیرگذاری بسیاری داشتند . لویی دلوک ( ۱۹۲۴ – ۱۸۹۰ ) ، یکی از مهم ترین این نظریه پردازان اولیه ی فیلم ، ابتدا از مخالفین سینما بود اما بعد ها به یکی از مهمترین طرفداران این رسانه در فرانسه تبدیل شد . دلوک به دنبال یک سینمای حقیقتاً فرانسوی در صنعت تجاری این کشور بود ، چیزی که بعدها در سینمای ملی مطرح شد . فیلم های دلوک و فیلمسازان دیگری که تحت تاثیر نظریه ی او مبنی بر توانایی ویژه ی تبدیل اشیا به نمادهایی برای فکر و احساس بودند ، به عمد مبهم و تفکر بر انگیز ساخته شده اند . این گروه از فیلمسازان / نظریه پردازان اولیه ی فرانسوی علاوه بر استدلالی قانع کننده در مورد بر حق بودن سینما ، بخشی عمده از یک سبک تصویری را به وجود آوردند که حتی امروزه نیز از ویژگی های سینمای فرانسه محسوب می شود . توجه به  میزانسن و استفاده از المان های نمادین برای ایجاد فضا و مود ، هم جزء المان های سینمای اولیه ی فرانسه محسوب می شوند و هم جزء المان های فیلم های موج نو ( گدار ، تروفو و غیره ) یا موج نوی جدید ( بسون ، بینکس و غیره ) نمونه ی یکی از المان ها ممکن است نمایی از یک ماشین در حال حرکت در خارج از شهر باشد . بسیاری از فیلمسازان از چنین صحنه ای برای آماده کردن شرایط و قرار دادن مکان اتفاقات و یا بازیگران سر جای خود استفاده می کردند . در فیلم هایی مانند روزلین و شیرها ( ۱۹۸۹ ) اثر بنکس ، این نما بسیار طولانی تر است و بیننده را وادار به تفسیر صحنه در جهت یافتن معنی عمیق تر می کند . یعنی زیبایی عناصر ، فشار چشم اندازی که اتفاقات در آن رخ می دهند و نیز نا پایداری و از خود بیگانگی شخصیت ها . سینما به خاطر استعداد هنری تصویری ممکن در این فرم هنری برای نظریه پردازان اولیه ی فرانسوی اهمیت داشت . آنها همچنین به جنبه ی ایدئولوژیک این رسانه و نیز تا حدودی به صنعت سینما پرداختند . آنها بیشتر به محتوای سینما علاقه مند بودند ، اما با این حال مسئله ی محتوا را به مسئله ی بافت ، در گسترده ترین معنی ممکن ربط دادند .

برچسب ها :

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا