جستجو

عدم تداوم فضایی و زمانی

تدوین

فیلمهای غیر روایی البته سر و کاری با سبک تداومی ندارند ، چون در سبک تداومی ، اصل ، ارائه قصه به صورتی باورپذیر است . ولی در فیلمهای روائی ای که از سیستم تداومی استفاده نمی کنند چطور ؟ چطور می توان بدون استفاده از قواعد تداوم ، قصه ای را تعریف کرد ؟ اجازه بدهید نمونه هایی بدهیم از سبک های تدوین متمایزی که با استفاده از آنچه ممکن است عدم تداوم فضایی و زمانی تلقی شود ایجاد شده اند .

یکی از راهها به کارگیری تداوم فضایی به صورتی دو پهلو است . در فیلم عموی آمریکایی من آلن رنه ماجراهای سه کاراکتر اصلیش را مدام متوقف می کند و در لابه لای آنها نماهایی از ستاره ی مورد علاقه ی هر یک از کاراکترها را که از فیلمهای دهه ی ۱۹۴۰ فرانسه گرفته است می گنجاند . در جایی همکار مزاحم رُنه از او چیزی می پرسد و ما همکار را در یک نما می بینیم . ولی آلن رنه قطع می کند به نمایی از ژان گابن  در یک فیلم قدیمی که در یک نمای عکس کامل به طرف او بر می گردد . پس از این است که آلن رِنه نمایی از رُنه را که به طرف پرسش کننده بر می گردد نشان می دهد . فیلم روشن نمی کند که نمای ژان گابن یک تصویر خیالی است یا نه . ما نمی توانیم بگوییم که آیا رُنه خود را در جای ستاره ی مورد علاقه اش خیال می کندد که رو در روی همکارش قرار گرفته ، یا روایت فیلم مقایسه هایی طرح می کند مستقل از ذهنیت رُنه . قطع مبتنی بر الگوی نما / نمای عکس است ، ولی از آنها برای ایجاد گسستهای آزار دهنده که به ابهام روایی دامن می زند استفاده شده است .

شیوه ی افراطیتر ، نقض یا بی توجهی به سیستم ۱۸۰ درجه است . شیوه های تدوین ژاک تاتی و یاسوجیرو ازو مبتنی بر چیزی است که می توان فضای ۳۶۰ درجه نامید . به جای یک محور کنش که یک نیمدایره ی فرضی را به دوربین تحمیل می کند ، این فیلمسازان طوری کار می کنند که گویی کنش نه یک خط بلکه نقطه ای است در مرکز یک دایره ، و دوربین می تواند در هر نقطه روی محیط دایره قرار بگیرد . تاتی در تعطیلات آقای اولو ، زنگ تفریح و ترافیک دوربینش را تقریباً همه جا مستقر می کند و نماهای تدوین شده دیدگاههای فضایی چندگانه ای از یک رویداد واحد را به نمایش می گذارند . همین طور ، صحنه های فیلمهای ازو هم فضاهای ۳۶۰ درجه می سازند ، چیزی که در سبک تداومی از اشتباهات فاحش در دکوپاژ محسوب می شود . در فیلمهای ازو اغلب نه پسزمینه تداوم دارد و نه جهت روی پرده . مسیر نگاه ها با هم نمی خوانند و تنها شکستن خط ۱۸۰ درجه است که تداوم دارد . یکی از بزرگترین گناه ها در سبک تداومی کلاسیک قطع روی حرکت ضمن شکستن خط فرضی است ، حال آنکه ازو این کار را به راحتی در اول تابستن انجام می دهد .

این چنین تدوین مبتنی بر عدم تداوم فضایی ، شناخت حیرت آوری هم از تجربه ی تماشاگر به دست می دهد . مدافعان تداوم کلاسیک ادعا می کنند که رعایت قواعد تداوم فضایی برای ارائه ی واضح روایت ضروری است . ولی هر کسی که فیلمی از ازو یا تاتی دیده باشد ، می تواند شهادت دهد که نقض تداوم هیچگونه اغتشاشی به لحاظ روایی به بار نمی آورد . هر چند فضا سیلان نرم سبک هالیوودی را ندارد ، ولی زنجیره علت و معلول روشن و آشکار است . پس ناگزیریم بپذیریم که سیستم تداومی تنها یکی از طرق تعریف یک روایت است . این سیستم به لحاظ تاریخی ، سیستم غالب بوده است ، ولی به لحاظ زیبا شناختی هیچ برتری ای بر دیگر سبک ها ندارد .

از دیگر تمهیدات مهم عدم تداوم ، یکی جامپ کات است . گدار در از نفس افتاده قراردادهای فضا ، زمان و گرافیک را از طریق بکارگیری سیستماتیک این تمهید زیر پا می گذارد . هرچند این اصطلاح اغلب با مسامحه به کار می رود ولی معنی اصلی آن این است : وقتی دو نما از یک موضوع به هم قطع می شوند ولی از نظر فاصله و زاویه دوربین تفاوت چندانی با هم ندارند ، پرش آشکاری روی پرده به چشم خواهد آمد . تداوم کلاسیک با استفاده ی هوشیارانه  از نما / نمای عکس و قانون ۳۰ درجه ( که می گوید محل جدید دوربین حداقل ۳۰ درجه نسبت به محل قبلی زاویه داشته باشدد ) از ایجاد این پرشها جلوگیری می کند . ولی بررسی نماهایی از از نفس افتاده اهمیت جامپ کات های گدار را آشکار می کند . بین انتهای یک نما از میشل و دوستش و ابتدای نمای بعدی از آن دو ، آنها چند متر جا به جا شده اند و بخشی از زمان داستان سپری شده است  . این قطعها سیلان آرامی ایجاد نمی کنند که هیچ ، باعث سردرگمی بیننده هم می شوند .

دومین تمهید رایج در نقض تداوم استفاده از نمای لایی غیر داستانی است . در این کار ، فیلمساز از صحنه ی فیلم قطع می کند به یک نمای استعاری یا نمادی که جزو فضا و زمان روایت نیست . در این کار کلیشه ها فراوانند . در خشم ، فریتس لانگ نمای خانمهای وراج به نمایی از مرغهای قدقدکن قطع شده است . نمونه های پیچیده تر را در فیلمهای آیزنشتاین و گدار می توان یافت . در اعتصاب ، نمای قتل عام کارگران با نمایی از کشتن یک گاو میان برش می شود . در زن چینی گدار ، یکی از کاراکترها حکایتی از مصریان باستان تعریف می کند که بنا به ادعای او معتقد بودند زبان آنها زبان خدایان است . وقتی کاراکتر به اینجا می رسد  گدار از او قطع می کند به دو کلوزآپ از عتیقه های طلایی از مقبره ی شاه توت عنخ آمون . لاییهای غیر داستانی که از جایی در بیرون دنیای داستان آمده اند ، یک گفتار تفسیری ، و اغلب طعنه آمیز ، بر کنش می سازند  و بیننده را بر می انگیزند که به دنبال معانی ضمنی بگردد ( آیا عتیقه ها آنچه را که هانری می گوید تایید می کنند یا تکذیب ؟ )

هم جامپ کات و هم لائی غیر داستانی هر دو باعث تضعیف روایت می شوند – اولی با گسستهای ناگهانی ، دومی با معلق گذاشتن رویداد داستان – اگرچه می توانند در بافت روایت به کار گرفته شوند . تصادفی نیست که هر دو تمهید عمدتاً توسط فیلمساز معاصر ، ژان لوک گدار ، که بیشترین چالش را با روایت کلاسیک داشته به کار گرفته شده اند .

باز هم بدیلهای دیگری در مقابل تداوم کلاسیک وجود دارند ، به خصوص از بعد زمانی . شیوه ی کلاسیک در ارائه توالی و تکرر رویدادهای داستان ممکن است به نظر طبیعی ترین شیوه برسد ، در حالی که این طور نیست و این شیوه فقط متداولترین شیوه است . اجباری نیست که رویدادهای داستان به ترتیب ۱ – ۲ – ۳ تدوین شوند . ممکن است نه تنها از فلاش بک بلکه از فلاش فوروارد هم استفاده می شود . در فیلم جنگ تمام شده است از رنه ، از طریق فلاش بک ها ، فلاش فورواردها ، یا اپیزودهای خیالی یا حتی رویدادهایی که در آینده اتفاق خواهند افتاد ، در سیلان صحنه هایی که به شیوه ی تداوم قراردادی تدوین شده اند وقفه ایجاد می شود . در صورتی که روایت ایجاب کند یک رویداد می تواند چند بار نشان داده شود . در جنگ تمام شده است یک صحنه ی تشییع جنازه به صورتهای مختلف تکرار می شود .

 

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا