جستجو

صحنه در سینما

کالیگاری

از اولین روزهای سینما ، منتقدین و تماشاگران پی برده اند که صحنه در سینما نقش فعالتری نسبت به بیشتر سبک های تئاتری دارد. آندره بازن می نویسد : انسان در تئاتر مهمترین چیز است ولی درام روی پرده می تواند بدون بازیگر وجود داشته باشد. دری که محکم بسته می شود ، برگی در باد ، امواج کوبان بر ساحل می توانند تاثیر دراماتیک را شدت بخشند. بعضی شاهکارهای سینما از انسان صرفاً به عنوان ابزار صحنه استفاده می کنند ، به عنوان سیاهی لشگر ، یا نقش مقابل طبیعت ،  که قهرمان اصلی است.

از این رو صحنه ی سینمایی نقش مسلطتری می یابد ، دیگر صرفاً جایی برای کنش نیست ، بلکه می تواند به صورتی فعال وارد کنش های روایت شود.

فیلمساز می تواند به طرق مختلف صحنه را کنترل کند. یک روش این است که محل واقعی از پیش موجود را انتخاب کند و کنش را در آن اجرا کند ، و این شیوه ای است که به آغاز سینما باز می گردد . لویی لومیر کمدی کوتاه خود آبیار آبپاشی شده را در یک باغ ، ویکتور شوستروم یاغی و همسرش را در مناظر روستایی سوئد فیلمبرداری کردند. روبرتو روسللینی در پایان جنگ جهانی دوم آلمان سال صفر را در خرابه  های برلین ساخت . امروزه اغلب فیلمسازان برای فیلمبرداری به محل های واقعی می روند.

از طرف دیگر فیلمساز ممکن است بخواهد صحنه را بسازد. ملی یس بر امکان باز بودن دست کارگردان برای کنترل صحنه در استودیو واقف بود و بسیاری از فیلمسازهای بعدی راه او را پی گرفتند. بعضی کارگردانها اصرار دارند که صحنه عیناً مطابق اصل باشد. مثلاً اریک فون اشتروهایم به تحقیقات وسواسی خود در جزئیات محل فیلمبرداری می بالید ، . در فیلم همه ی مردان رئیس جمهور به همان شیوه عمل شده و سعی شده است دفتر واشنگتن پست را با خلق تمامی جزئیات اتاق خبر بازسازی کنند. حتی کاغذ باطله های دفتر واشنگتن پست در صحنه پراکنده شده بود. با این حال باید به خاطر داشته باشیم که رئالیزم صحنه تا حد زیادی از مقوله قراردادهای دیداری است  و آنچه امروز ما را به عنوان یک اثر رئالیستی تحت تاثیر قرار می دهد ، برای تماشاگران فردا ممکن است به شدت سبک پردازی شده جلوه کند.

صحنه ممکن است بر بازیگران مسلط باشد ، مانند نمایی غرق شده در رشته های کاغذ از فیلم دنیای تبهکاران ساخته ژوزف فون اشترنبرگ یا صحنه می تواند تا حد صفر خالی باشد مثل نمایی از فیلم لذت یادگیری از گدار و مصائب ژاندارک درایر . صحنه لازم نیست ساختمان های واقع نما داشته باشد ، خیابان های کج و معوج و معماری به هم پیچیده و مشوب کننده ی غرفه ی دکتر کالیگاری (فیلمی که به شدت تحت تاثیر هنر اکسپرسیونیستی آلمان بود ) یک نمونه است.

رنگ هم می تواند یکی از عناصر متشکله ی مهم صحنه باشد . روبر برسون در فیلم پول از طریق تکرار پسزمینه های به رنگ سبز کدر و اسباب و اثاثیه و لباس های به رنگ آبی سرد بین صحنه های مختلف – خانه ، مدرسه و زندان – توازی ایجاد می کند. در مقابل ، ژاک تاتی در زنگ تفریح رنگبندی های به شدت تغییر یابنده ای را به کار می گیرد.

همیشه لازم نیست که صحنه ها در اندازه های واقعی ساخته شوند. فیلمسازان ممکن است برای صرفه جویی یا خلق جلوه های خیالی اقدام به ساختن صحنه های مینیاتوری نمایند و این گونه صحنه ها دارای همان امکاناتی هستند که در مورد صحنه های عادی گفته شد.

فیلمساز در جریان صحنه آرائی یک نما ممکن است دست به خلق پراپ بزند – اصطلاح دیگری وام گرفته از میزانسن تئاتری. وقتی یک شیء در صحنه نقش فعالی در کنش های در حال حدوث می یابد ، به آن شیء پراپ می گویند . مثالها فراوانند : گوی شیشه ای حاوی ذرات برف مانند که در آغاز همشهری کین می شکند ، بادکنک دخترک در ام ، گل کاکتوس در مردی که لیبرتی والانس را کشت ، تابوت سزار در غرفه دکتر کالیگاری . فیلم های لوئیس بونوئل آکنده از استفاده های سورئالیستی از پراپ است ، مانند وقتی که یک مرد کور برای درمان بیماری یک بیمار از یک مرغ استفاده می کند.

در طول روایت ممکن است یک پراپ تبدیل به یک موتیف شود. در فیلم روانی ، در صحنه حمام ، پرده ی دوش ابتدا یک جزء خنثای صحنه است ، ولی وقتی قاتل وارد حمام می شود ، پرده زن را از دید ما پنهان می کند. بعدتر ، پس از قتل ، نورمن بیتس از پرده برای پیچاندن جسد قربانی استفاده می کند.

وقتی فیلمساز از رنگ برای ایجاد توازی بین عناصر صحنه استفاده می کند ، یک موتیف رنگی ممکن است با چندین پراپ پیوند یابد. فیلم باد ساخته ی سلیمان سیسه با نمایی از یک زن در حال حمل یک ظرف نارنجی ساخته شده از کدو شروع می شود ، در حالی که باد در لابلای علف ها پیچیده است. بعد ، در یک سکانس خیالی ، پسری در یک باددیه نارنجی برای کاراکترهای زن و مرد اصلی فیلم آب می برد. بعدتر ، پدربزرگ کینه توز ملبس به لباس نارنجی در جلو آتش نشسته ، سحر می خواند و دارد خود را آماده می کند که به تعقیب کسانی که نوه اش را اذیت کرده اند برود. در پایان فیلم همان پسرک بادیه اش را به کسی در بیرون تصویر – شاید همان زن و مردی که قبلاً دیدیم – می دهد. تکرار رنگ گروهی از موتیف های طبیعی را حول درام خلق می کند.

هنر سینما – دیوید بوردول و کریستین تامسون

ترجمه فتاح محمدی

يک ديدگاه

  1. PSF می‌گه:

    *ARTISTIC MOVIE*
    فیلم هنری

    آثار شاخص سینمای کلاسیک و معاصر (از ۱۹۱۰ تا ۲۰۱۵)
    از کارگردانان مطرح تاریخ سینما
    با کیفیت Bluray و DVD
    زیرنویس فارسی

    (مخصوص دانشجویان و هنرجویان سینما و تئاتر)
    برای دریافت لیست فیلم ها با شماره زیر تماس بگیرید.
    ۰۹۳۸۴۲۸۲۳۲۷

    صفحه ما در فیسبوک: facebook.com/artisticmovie

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا