جستجو

سام پکین پا ،شاعر خشونت

95e34/huch/1500/hn0278

کارگردان و فیلمنامه نویس ( ۱۹۲۵ – فرزنوی کالیفرنیا – آمریکا ، ۱۹۸۴ )

با نام دیوید ساموئل پکین پا به دنیا آمد . پدر بزرگش قاضی دیوان عالی و نماینده ی مجلس و پدرش وکیل – کابوی بود . از نوجوانی پر جنب و جوش و خشن بود و حتی یک سالی را در مدرسه ی نظامی سن رافائل گذراند . طی جنگ جهانی دوم در خدمت نیروی دریایی بود . تحصیلاتش را در رشته ی تئاتر در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به پایان برد. ابتدا نیز در کار تهیه کنندگی – کارگردانی تئاتر بود . تا اینکه به عنوان کارگر صحنه وارد تلویزیون شد . از سال های میانی دهه ی ۱۹۵۰ به کارگردانی گفتگو و دستیاری دان سیگل پرداخت . در همین دوره به نوشتن فیلمنامه برای مجموعه های تلویزیونی  و فیلم های سینمایی روی آورد . پس از کارگردانی اپیزودهایی از مجموعه های تلویزیونی ( از جمله ۴ اپیزود از تفنگدار ۱۹۵۹ – ۱۹۵۸ ) سرانجام در ۱۹۶۱ نخستین فیلم بلند داستانی خود را با نام هم راهان مرگبار کارگردانی کرد . همسران اول ، مری سلاند و دومش بگونیا پالاسیوس بازیگر بودند .

پکین پا ، بیشتر به خاطر کارگردانی فیلم های وسترن به یاد خواهد ماند و راستش ، حق هم همین است . فیلم های غیر وسترنش ، غالباً فاقد پیچیدگی و روح و جانی است که به وسترن هایش می دمد . او در پی اهداف خود ، این ژانر غنی را مورد بهره برداری قرار داد ، ابهاماتش را توضیح ، و ارزش هایش را تا مرزهایی آزار دهنده برای تماشاگر گسترش داد . در سرزمین مرتفع بتاز ( ۱۹۶۲ ) ، سرگرد داندی ( ۱۹۶۵ ) و این گروه خشن ( ۱۹۶۹ ) ، کار فیلمسازی است بلند پرواز و با استعدادهایی کمیاب . این فیلم ها ، این حس را منتقل می کنند که پرسش هایی مطرح می سازند ولی در نهایت ، آنها را بی پاسخ باقی می گذارند و در بهترین حالت ، دور اندیشی و تاثیری دارند که در سینمای آمریکا کم نظیر است.

فیلم های غیر وسترنش ، ابعاد دیگری را از کف می دهند که ژانر به ارمغان می آورد . مثلاً سگ های پوشالی ( ۱۹۷۱ ) را در نظر بگیرید . حکایتی آموزنده و بی عیب و نقص درباره ی استاد دانشگاه لیبرالی که منطق بی رحمانه ی وقایع ، در دام خشونتی حیرت انگیز می اندازدش ، ولی فیلم جای سوالی باقی نگذاشته ، و همه ی پاسخ هایش چنان سرسری است که نمی تواند به افقی فراتر از دنیای خفقان آورش دست یابد . با آنکه درامش کاملاً مجذوب می کند ، فاقد آن چارچوب ارجاعی است که وسترن های پکین پا را به آنسوی قلمرو اکشن هایی که محکم و جمع و جور کارگردانی شده اند ، می برد . سگ های پوشالی ، در مقایسه با این گروه خشن ، فیلمی یک بعدی است.

با این وجود ، سگ های پوشالی بلا فاصله به عنوان فیلمی پکین پایی قابل باز شناسی است . اگر سبکی مشخص و مضمون هایی مشترک ، نشانه هایی برای باز شناختن یک فیلمساز مولف باشد ، پکین پا بی شک در چارچوب تعریفش می گنجد . دغدغه اش در مورد حسن و امتیاز یا بدی و فضاحت گروه های مردانه ، در همه ی فیلم هایش به چشم می خورد و در همان حال ، پیوسته نیز از پذیرفتن اخلاق سینمایی رایج سر باز می زد . شخصیت السا در سرزمین مرتفع بتاز می پرسد : پدرم می گوید فقط حق و نا حق وجود دارد و خیر و شر ، بی آنکه چیزی بینشان وجود داشته باشد ، ولی به همین سادگی ها هم نیست ، هست ؟ و پاسخ جاج تقریباً می تواند پاسخ خود پکین پا باشد : نه ، باید باشد ، ولی نیست .

در وسترن های سنتی ، البته حق و نا حق به طور واضح ، قابل تشخیص اند . در توصیف و تعریف رابرت ورشو ، وسترنر ، مردی است که اصول اخلاقی خود را دارد . در وسترن های پکین پا و نیز در تعدادی از فیلم های غیر وسترنش مثل صلیب آهنی ( ۱۹۷۷ ) ، خود آن اصول هستند که مشکل آفرین می شوند. پکین پا به جای آنکه آن اصول اخلاقی را به عنوان چیزی جا افتاده قبول کند ، به بررسی و واکاوی شان می پردازد و عناصر تشکیل دهنده شان را مقابل یکدیگر علم می کند و از شخصیت هایش به منزله ی علامت و نشانی از آن درگیری های درونی بهره می گیرد . او دنیایی را در مقابل چشم تماشاگر می گذارد که در آن قطعیت اخلاقی در حال فروپاشی است و پشت سر ، واریاسیون های محتومی در باب فرد گرایی و با اعتماد به نفس ، بر جای می گذارد . در برخی از وسترن های مدرن ، همان مضمون به عنوان موضوعی مرثیه گونه مورد بررسی قرار گرفته ، در فیلم های پکین پا این موضوع به سوی تراژدی تغییر جهت می دهد . دنیای پکین پا ، دنیای پر مصیبتی است ، که هرازگاه فقط با فیلم هایی مثل سرود کیبل هوگ ( ۱۹۷۰ ) و جونیر بانر ( ۱۹۷۲ ) ، از ضرب و زورش کاسته می شود . بزرگ ترین دستاورد پکین پا ، کماکان دو اثر حماسی پر و پیمان دهه ی ۱۹۶۰ است : سرگرد داندی و این گروه خشن . اگر چه سرگرد داندی توسط تهیه کننده هایش ، قبل و بعد از فیلمبرداری ، مثله شد ، ولی در هر دو فیلم ، شواهد زیادی از مهارت پکین پا در کنترل ابزارهای سینمایی اصلی به چشم می خورد که در خدمت بینشی گرفته شده اند که از نظر اخلاقی و زیبا شناسی پیچیده و پر معنا  است . مرسوم شده که نام پکین پا را با ظهور و دامن زدن به خشونت در سینمای معاصر پیوند بزنند ، و واقعیتی است که کمتر کارگردانی سراغ داریم که خشونت را با چنین ملموس بودن وحشتناکی به روی پرده کشیده باشد . اما سینمای او چیزی فراتر از این هاست ، تاملاتش در باب مضمون های آشنای وسترن ، از لحاظ تکنیکی کار شده و از نظر ساختاری ، پر مایه و دقیق ، و بهترین نمونه هایشان ، به معنای واقعی پر معنایند .

برچسب ها :

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا