جستجو

روایت در یک لوکیشن – بخش اول

cinema

cinema

روایت در یک لوکیشن …

حتماً فیلم هایی را دیده اید که داستان خود را در یک لوکیشن محدود روایت می کنند و لذت برده اید . اما شاید ندانید که یکی از سخت ترین روایت های داستانی ، روایت در یک لوکیشن محدود است . چرا که بیننده به این موضوع عادت کرده که همیشه تغییر لوکیشن برایش حکم ضرباهنگ فیلم دارد و در واقع چشم بیننده دوست دارد مکان های مختلفی را ببیند و کشف کند . جدا از مسئله خلاقیت و خلاف جریان آب شنا کردن و شاید تا حدودی آوانگارد بودن ، روایت در یک لوکیشن بیشتر می تواند رجعت سینما هنری باشد که تا حدود زیادی .امدار اوست . تئاتر … شاید به همین دلیل باشد ، فیلم هایی که با این سبک ساخته می شوند بیشتر مورد تحسین منتقدین قرار می گیرد و در برخی از جشنواره ها نیز بیشتر دیده می شوند . رجعت به اصل به عقده ی من بزرگ ترین موهبتی است که در این جهان به ما اهدا شده است و چه شیرین که سینما این هنر مسخ کننده ، ما را در چنین رجعتی در مسیر کمال همسفر کند .

در اینجا خیلی نمی خواهیم در مورد نمونه های این نوع روایت در سینما و تئاتر صحبت به میان بیاوریم . چرا که با این فرض پیش می رویم که این مهم از سوی علاقه مندان واقعی به سینما قطعاً پوشیده نخواهد بود .

روایت داستان در یک لوکیشن آن هم در پدیده ای به نام سینما کار بسیار دشواری است . چرا که با زبان تصویر با مخاطب سخن می گوید و این قدرت پرواز ذهن را تا حدودی از مخاطب می گیرد و او را وا می دارد که برای ساعاتی دنیا را فقط از دریچه ی دیدِ فیلم نگاه کند . وقتی این دریچه را از بُعدِ لوکیشن محدود می کنیم عناصر دیگر را باید رو دشتی وسیع برای مخاطب باز کنیم . یکی از مهم ترینِ این عناصر که در چنین روایتی نقشی بس مهم تر و خطیر تر نسبت به سایر روایت ها ایفا می کند ، داستان است . حتی مهم تر از میزانسن . حتماً که نقش میزان سن هم نسبت به انواع روایت دیگر در اینجا خطیر است اما با این وجود شاید فیلمنامه را بتوان بر هر عنصری از لحاظ اهمیت ارجح دانست . جنبه های مختلف میزانسن بسیار مهم اند . نور پردازی در یک لوکیشنی که قرار است حداقل نود دقیقه آن را ببینیم نقش مهمی دارد . همینطور صحنه آرایی که با تکنیک های مختلف باید بتواند از لحاظ رنگبندی و دییگر مسایل بیننده را با مکان همرا کند و همزمان از داستان هم دور نشود . لباس و چهره پردازی هم با وجود تعداد معدود کاراکتر آن هم یک مکان ثابت کار طراحان را سخت می کند و در آخر مهم ترین جنبه ی میزانسن در این نوع روایت … حالات و حرکات فیگور . پر واضح است که نقش آفرینی در چنین کارهایی بسیار ظرایف بیشتری را می طلبد . مسلماً در یک مکان محدود نمای دوری در کار نیست بنابراین چشم مخاطب به جزئی ترین اجزای یک بازیگر هم توجه می کند و این امر وظیفه ی هنرپیشه را سنگین تر می کند .

ما فقط با داستان سر و کار داریم . همینطور که در طول زندگی روزمره مان نیز بیشتر از همه چیز با داستان سر و کار داریم . حالا قوه ی داستان نویسی مان را در یک مکان محدود می خواهیم محک بزنیم . این یک واقعیت است که وقتی برای داستان تخیلمان را آزاد بگذارند می توانیم به هرجایی که می خواهیم برویم و داستان های فرعی در زمان و مکان های مختلف خلق کنیم و آنها را در یک رشته به داستان اصلی متصل نماییم و با در اختیار داشتن بی نهایت داستان پیرامونمان ، ثمره ای را بیرون دهیم که از هر لحاط قابل قبول باشد . اما وقتی به ما گفته شود که فقط می توانیم در یک مکان داستان بنویسیم آنگاه مغزمان به چالشی بزرگ دعوت می شود . یک مکان ؟ … خانه ؟ … زیر زمین ؟ … فروشگاه ؟ … زندان ؟ … کجا ؟ … چه داستانی می تواند تا این حد جذاب و گیرا باشد که بیننده حاضر باشد در یک مکان محدود صد دقیقه فیلمی را با چند کاراکتر در سالن تاریک سینما یا اتاقش تحمل کند .

دوازده مرد خشمگین نوشته رجینالد رُز و به کارگردانی سیدنی لومت نمونه ای بارز این گونه ی روایت در سینماست . داستانِ دوازده نفر عضو هیئت منصفه ی دادگاه که می خواهند در مورد گناهکار یا بی گناه بودن جوانی هفده ساله که به جرم قتل پدرش دادگاهی شده تصمیم گیری کنند . چنانچه او را گناهکار بشناسند او به وسیله ی صندلی الکتریکی قصاص می شود و اگر بی گناه بشناسند آزاد می شود . رجینالد رُز هنرمندانه توانست نود دقیقه مخاطب آن روزهای سینما را در یک اتاق کوچک با دوازده نفر حبس کند . بار سنگینی از جذابیت فیلم بر دوش داستان است بخش دیگرش بر دوش بازیگران . مخصوصاً هنری فوندا که به زیبایی نقش قهرمان فیلم را ایفا می کند . کارکتر وی تنها کسی است که رای به بی گناه بودن پسر می دهد و اینگونه داستان ما را در بعدازظهری گرم و بارانی در اتاقی کوچک در دادگاه نیویورک بی رحمانه قرار می دهد . از تمهیدات مهمی که رُز علاوه بر چفت و بست های داستانش به کار برد ، استفاده از تخیل ببیننده بود . او با زیرکی ما را درگیر جزییات پرونده ی قتلی می کند که ما هیچ کدام از کسانی که به عنوان شاهد صحبت کرده اند را نمی بینیم و به جز پلانی چند ثانیه پسرک جوان متهم به قتل پدر را نیز نمی بینیم . دوازده مرد اطلاعات داستان را به ما می دهند و ما مجبور به تصویر سازی می شویم . دقیقاً نکته همینجاست . دعوت تماشاگر به دل داستانی جذاب و وادار کردنش به تفکر و تصویر سازی . اینگونه بیننده شاید نود دقیقه دوازده مرد را در یک اتاف نمور ببیند اما اصلاً اذیت نمی شود . چرا که رُز او را به پرواز ذهن وا می دارد و درگیر می کند . بیننده بعد از مدت کوتاهی دوازده مررد داستان را می شناسد با هر کدام همذات پنداری می کند . نکته ی دوم شخصیت پردازی . رجینالد رُط با ظرافت خاصی شخصیت ها را پردازش می کند به گونه ای که از همه ی آنها اطلاعاتی کافی دریافت می کنیم و برای درک بیشتر آنها با علاقه آنها را در موقعیت های مختلفی تصور می کنیم . دوازده مرد از دوازده قشر و دیدگاه مختف به زندگی و تصمیم مهمی که در مورد زندگیِ یک نوجوان از پایین شهر نیویورک باید بگیرند ما را به درونی اقیانوسی زیبا پرتاب می کند که با آغوش باز با شخصیت ها شنا می کنیم و گاهی هم این اجازه به ما داده می شود که از آنها جلو بزنیم . اینها چیز هایی است که دست به دست هم داده تا بعد از گذشت تقریباً هشتاد سال، دوازده مرد خشمگین همچنان در زُمره ی فیلم های بسیار خوب باشد و در تاریخ سینما جاودانه شود . البته که از میزانسن و دکوپاژهای سیدنی لومت نباید به سادگی گذشت که در موضوعیت بحث ما نیست .

رجینالد رُز با استفاده از چند نکته ی مهم و تسلطش بر ادبیات و ادبیات نمایشی و اشرافش به جامعه ی وقت آمریکا توانست داستانی را روایت کند که همچنان منتقدین و متخصصین در موردش صحبت می کنند و از آن به عنوان کلاس آموزشی بهره می گیرند . در میان مخاطبان سینما نیز همچنان در رای گیری های مجله های معتبر رتبه های بالا را به خودش اختصاص می دهد و همچنان هر عاشق سینمایی با دیدنِ فیلم برای رجینالد رُز ، سیدنی لومت و هنری فوندا و تمام عوامل فیلم می ایستد و کلاه از سر بر می دارد .

شاید صحبت هایی که می خواهم در اینجا ارائه دهم خیلی به مباحث بالا مربوط نباشد اما درد دلی است با علاقه مندان به ادبیات و سینما . به نویسندگانی با داشتن استعداد فراوان که با چند موج قایقشان را رها می کنند و به درون آب می پرند . همینطور که دیدید شاهکار دوازده مرد خشمگین با رعایت چند نکته ی طلایی شکل گرفت . رجینالد رُز نویسنده ی بزرگ آمریکایی با خلق این شاهکار و روایت داستانش در یک مکان محدود توانست نامش را در تاریخ سینما جاودانه کند . دوستان شما هم می توانید . قایقِ سینما و ادبیات و هنر ما را به منزلگاه مقصود می رساند اگر قایقران خوبی باشیم از موج های طوفان نما و طوفان ها عبور می کنیم و به کمال می رسیم . چرا که هنر برترین رسالتش رساندن ما به کمال است . بنابراین هر کس که پا به این وادی می گذارد می تواند جاودانه شود ، شاهکار خلق کند و نامش را در تاریخ سینما ثبت کند .

چرا روایت در یک لوکیشن ، آن هم در رسانه ای مثل سینما که با تمهیدات مختلف می توان با زمان و مکان بازی کرد ؟ … اگر بخواهیم به این دید نگاه کنیم که سینما هم مانند هر هنر دیگری زمانی می تواند رسالتش را ادا کند که به واقعیت نزدیک تر باشد شاید به نتیجه ای برسیم . در بسیاری از محافل سینما را بازنمایی واقعیت تعریف می کنند . اینجاست که پایِ نظریه پردازانی چون آندره بازن باز می شود . اگر بخواهیم سینما را هر چه بیشتر به زندگی واقعی نزدیک کنیم یکی از راه هایش استفاده از برداشت های بلند و در مواقعی ( سکانس پلان ) است که این هم در یک مکان محدود بسیار راحت تر و واقعی تر می تواند شکل گیرد . به گونه ای به همان داستان رجعت به گذشته باز می گردیم . رجعت سینما به هنرهای قبل از خود . ادای احترامش به تئاتر و ادبیات . یک مکان به مثابه ی سِن تئاتر . پرتاب ذهن مخاطب و وادارکردنش به تصویر سازی جدا از تصویرِ فیلم به مثابه ی ادبیات و رُمان .

سیدنی لومت فیلم دیگری دارد که می تواند نمونه ی خوبی برای موضوع بحث ما باشد . بعدر ازظهر سگی که بیشتر سکانس های درون یک بانک فیلمبرداری شده است . موضوع گروگانگیری در مکان هایی همچون بانک که اقشار مختلفی از مردم در آنها رفت و آمد دارند هیجان بسیار خوبی برای داستان هایی می تواند باشد که قرار است از روایت در یک لوکیشن استفاده کنند . البته که از بازی زیبای آل پاچینو و انگیزه اش برای این کار که جذابیت خاص خودشان را داشتند نمی توان در موفقیت فیلم گذشت .

ببخشید ! قرار بود خیلی از نمونه ها صحبت نکنیم و خیلی زود با هم داستانی را خلق کنیم که مخاطب را نود دقیقه در یک لوکیشن نگه دارد . فرض کنیم همین مایه داستان بعد از ظهر سگی را استفاده کنیم . گروگان گیری . حالا نویت آن می رسد که نوع دیگاه داستان را پیدا کنیم . راوی داستان کیست ؟ … شخصیت اصلی کیست ؟ و … ما قرار است چه داستانی را در مورد گروگان گیری در یک مکان ببینیم ؟ … اولین چیز مهم در اینجا به دست آوردن یک طرح داستانی است که از صفر تا صد داستان ما در آن باشد . شخصیت یا شخصیت هایمان درگیر چه داستانی می شوند ؟ … جه هدفی را دنبال می کنند ؟ … در مسیر رسیدنشان به هدف با چه موانعی رو به رو می شوند و چگونه بر این موانع فائق می آیند البته اگر بتوانند فائق شوند .

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا