جستجو

دیدگاه اندرو ساریس در مورد نقد جامعه شناختی

اندرو

وقتی کار نقد نویسی ، روزنامه نگارانه شروع شود ، آدم می کوشد اول جلب توجه کند و بعد این نکته را به اثبات برساند که از بقیه بهتر است . ولی به عقیده ی من مشکل نقدهای جامعه شناختی این است که این جور نقد نوشتن کار مشکلی است . این کار سخت جسورانه است و من معتقدم که نوشتن نقد جامعه شناختی نسبت به نقد زیبایی شناختی ، آدم با سوادتر و فهیم تری می طلبد . ساده تر آن است که آدم در مورد خوبی یا بدی فیلم قضاوت کند تا به بررسی تاثیر آن بر تک تک تماشاگران بپردازد . آدم هیچ وقت قطعاً نمی داند که مردم از فیلم چه برداشتی می کنند و چه نشانه هایی را می گیرند . این حوزه ی بسیار پیچیده ای است و به دانش بسیار زیادی نیاز دارد . منظورم این است که در این صورت نه تنها باید وارد تحقیق در حوزه رسانه ای همگانی شد ، بلکه حتی باید به حوزه های دیگری سوای سینما هم احاطه داشت . آدم باید مباحث مربوط به روانشناسی انبوه مردم را بشناسد ، با دیدگاه ها و نحوه ی برخورد خصوصی افراد آشنا باشد و خیلی چیزهای دیگر . در نتیجه نقد جامعه شناختی بسیار پیچیده تر از آن است که تصور می شود .

بنابراین معتقدم که مشکل عمده نقد جامعه شناختی این نیست که نباید انجام پذیرد ، بلکه این است که در گذشته بیش از حد ساده فرض شده . روش کار بخش عمده کسانی که نقد جامعه شناختی روی فیلم ها می نویسند این است که دسته ای فیلم را با هم در نظر می گیرند . به خلاصه ی قصه ی آنها نظری می افکنند و از درون این خلاصه ها ، مفاهیم اجتماعی مستفاد می کنند . اما واقعیت قضیه این است که بعضی فیلم ها ، صرفاً به این دلیل که ارزش های خاصی در آنها بیشتر جلوه گر می شود و قانع کننده ترند ، تاثیر افزون تری نسب به بعضی دیگر دارند .

از سوی دیگر فیلم هایی هم هستند که بر تماشاگر اثری بر جا نمی گذارند و در نتیجه تماشاگر آنها را فاقد ارزش می پندارد . بنابراین منتقد نمی تواند بر پایه خلاصه داستان و اثر بر تماشاگر ، در مورد فیلمی  قضاوت کند . گاه شده است که مردم به رغم ایدئولوژی سر راستی که فیلم ارائه می دهد ، برداشت های دیگری از آن می کنند . حتی گاهی ممکن است تغییر برخی از بازیگران ، خیلی پیش بینی ها را بر هم بریزد و مسائلی از این دست . در نتیجه معتقدم که نقد جامعه شناختی برخورد بسیار قوی تر و مستدل تر می طلبد و به عقیده ی من آن نوع نقد و برخوردی که منی فابر و پاتریشیا پاترسن در بررسی فیلم راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی در فیلم کامنت ارائه داده اند و تمام جنبه های ایدئولوژیک آن  را به نقد کشیدند ، نمونه ی خوبی است .

پرسپکتیو این دو کار هم تفاوت های زیادی دارد . اعتراض من به برداشت های ساده انگارانه ای است که از آنچه آنها در کالیفرنیا ( هالیوود ، غرب آمریکا ) دارند بر سر ما در نیویورک ( شرق آمریکا ) می آورند . این طوری نمی شود به مسائل نگریست . روشن تر بگویم ، فیلمسازی داریم در غرب آمریکا که خود او هم یک موضع سیاسی خاصی دارد ، آدم هایی بالا دست او هستند ، آدم هایی هم زیر دست او ، و فرهنگ خاص کالیفرنیا که مجتمعی از خرده فرهنگ هایی است که او را احاطه کرده و تماشاگرانی داریم در شرق آمریکا . خب ، این اصلاً مسئله ساده ای نیست ، خرده فرهنگ ها سخت تاثیر گذارند . تیپ تماشاگران کالیفرنیا متفاوت است ، آنجا منطقه تجمع آدم های مختلف با فرهنگ های متنوع است .

در نتیجه منتقد جامعه شناس وظیفه بسیار سنگینی بر عهده دارد و باید در مورد تمام پیچیدگی ها توضیح بدهد و اگر ندهد – و فقط بر اساس عنوانبندی فیلم ها و خلاصه داستان ها قضاوت کند – می توان او را به خاطر ابتذال و ساده اندیشی مفرط مورد حمله قرار داد .

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا