جستجو

تعامل سینما و ادبیات

secondary_film

 

این مسئله که هر هنری در ابتدای پیدایش خود از هنرهای پیشین خود تاثیر پذیرفته است ، طبیعت هنر می باشد و این امر در تاریخِ چندین هزار ساله ی هنر کاملاً مشهود است . سینما به عنوان هنر هفتم نیز از این قاعده مستثنی نیست . در این مسئله شکی نیست که سینما در عمرِ کوتاه خود از هنر های پیشین جهت رسیدن به تکاملِ خود سود جسته است . سینما برای رسیدن به ماهیت وجودی خود از هنرهایی همچون تئاتر ، ادبیات ، نقاشی و … وام گرفته است . تجربه هایی که در تاریخ سینما در زمینه ی اقتباس از رمان ها و نمایشنامه ها صورت گرفته است ، مبین این واقعیت است که سینما مواد خام خود را از ادبیات و تئاتر گرفته است .

اقتباس مفهومی است که سعی دارد اشتراکات میان سینما و هنرهای دیگر را مورد بررسی قرار دهد . سینما و هنرهای دیگر همه شکل هایی از بازنمایی واقعیت اند . این موضوع که واقعیت را چگونه می توان بازنمایی کرد مسئله ی اصلی تمامِ هنرها از جمله سینما و ادبیات داستانی است . اما فیلم اساساً ماهیت بصری و دیداری دارد و به همین دلیل با تئاتر و عکاسی و نقاشی پیوندی نزدیک دارد .

سینما از ابتدا به عنوان یک صنعت و برای سرگرمی ‌سعی کرد خود را از دیگر هنرها جدا کند. قدرت سینما به این علت که از همه‌ی انواع هنرها استفاده می‌کرد به حدی زیاد که به قول “سوزان سونتاگ”، در مدت زمان بیست سال، راه دویست ساله‌ی دیگر هنرها را طی کرد چرا که، سینما  از تمام عناصر القایی هنرهای دیگر استفاده می‌کرد. بر این اساس نوع و نحوه مطالعه نشانه شناسی سینما، تلفیقی است که با نشانه‌ شناسی سایر اشکال هنری متفاوت است.مسئله ی بسیار مهم این است که سینما هنر بسیار جوانی است و مسیری که هنر های دیگر برای تکامل خود چندین قرن پیموده اند را درطی صد سال پیموده است و در همین عمرِ کوتاه خود در کنار وامگیری از هنرهای پیشین خود ، بر روی همین هنرها تاثیر گذاشته است و این امر مبین این نکته است که سینما به سرعت به تکامل رسیده و ماهیتِ وجودی خود را دریافته است . امروزه هدف بسیاری از نویسندگان که شروع به نوشتن رمان می کنند این است که رمانِ آنها تبدیل به فیلم شود . سینما امکاناتِ بسیار مفید و تاثیرگذاری را در اختیار رمان و نمایشنامه قرار داده است . می توان این نتیجه را نیز گرفت که سینما به دلیل ماهیتِ چند جنسی بیانش ، دارای ظرافت و پیچیدگی بیشتری نسبت به ادبیات است . ماهیت هم دیداری و هم شنیداری سینما ، امکان می دهد تا عناصر ساختگی و معنایی به نحو غنی تری با هم تلفیق شوند . تاثیرگذارترین مورد تراکم فراوان اطلاعاتی است که از طریق سینما در دسترس قرار می گیرد . گاهی ادبیات به سینما غبطه می خورد ، مثلاً در جایی که نویسنده مجبور است تا تاثیر یک منظره را در مجموعه ای از واژه ها بگنجاند که این امر باعث نابودی وحدت احساس می شود .

در بسیاری از موارد ادبیات رسانه ای محترمانه تر و با وقار تر از سینما قلمداد شده است . این جمله در حالی گفته می شود که ماحصل هزاران سال تولید ادبی با یک قرن تولید فیلم مقایسه شده است و ادبیات را برتر دانسته اند .

معمولاً شعرا و نویسندگان به تنهایی کار می کنند و فیلمسازان با فیلمبرداران ، طراحان صحنه ، بازیگران ، عوامل فنی و غیره همکاری دارند . همچنین رمان تنها دارای شخصیت است ، در حالی که فیلم هم شخصیت دارد و هم بازیگر دارد و این خود موقعیت کاملاً متفاوتی به شمار می رود . مثلاً رمان زن و عروسک نوشته ی پی یر لویی در ۱۸۹۸ ، یک شخصیت دارد ( کونچیتا ) ، در حالی که اقتباس بونوئل از آن رمان یعنی فیلم این میل مبهم هوس سه شخصیت دارد : شخصیت های دو بازیگری که نقش را بر عهده دارند و دوبلوری که به جای هر دو بازیگر حرف می زند .

بسیاری از نظریه پردازان و منتقدان ادبی بر این باورند که اکثر اقتباس های سینما از رمان نباید انجام می گرفته و آن را عملی سخیف دانسته اند . اما باید این نکته را در نظر داشت که بسیاری از رمان ها بعد از تبدیل شدنشان به فیلم ، نامشان بر زبان آمده و شناخته شده اند .

با توجه به اینکه هر شکل هنری ، هنجارهای خاص و ظرفیت های بیانی منحصر به فردی دارد ، هر هنری باید منطق خود را دنبال کند و برگرفته از سایر هنرها نباشد . یعنی اینکه باید همان کاری را انجام دهد که برای آن ساخته شده است و نه آن کاری که سایر رسانه ها به بهترین وجه انجام می دهند . بنابراین با توجه به نکات گفته شده تاثیر پذیری هنرها از یکدیگر برای تکامل آنها امری ضروری است اما اقتباس یک هنر از هنر دیگر باید با توجه به ظرفیتِ هر هنری انجام شود . ادبیات با توجه به قدمت چندین هزار ساله و ظرفیت های خاصِ خود و با توجه به اینکه واژه ی نوشتاری حال و هوای متن اصلی را با خود دارد ، ذاتاً رسانه ی دقیق تری برای ترسیم افکار و احساسات است .

سینما با توجه به ظرفیتِ بیانی خود ، تنها هنری است که توانسته به سرعت زبانِ خود را پیدا کند و به تکامل برسد .

 

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا