جستجو

تئوری مولف – بخش اول

jean-luc-godard

سینمای اروپا همواره فردی تر از سینمای آمریکا بوده است . فیلم های سینمای اروپا هرگز در مقیاس استودیوهای هالیوود تولید نشده است ، با وجودی که استودیوهای بزرگی چون شپرتون وایلینگ در انگلستان ، گومون و پاته در فرانسه و اوفا ( که عمدتاً از سوی استودیوهای هالیوود حمایت می شد ) در آلمان دوره ی پیش از جنگ جهانی دوم فعالیت می کردند . روش معمول در اروپا ، غالباً استفاده از گروه های کوچک و مستقل بود . معمولاً کارگردان فیلم به تنهایی یا با همکاری شخص دیگری فیلم نامه را می نوشت . تهیه کننده فقط یکی از عوامل تولید بود که ندرتاً مانند تهیه کننده آمریکایی قدرت همه جانبه داشت . چنین فیلم هایی خصوصاً آنهایی که برای مخاطبان جهانی ساخته می شدند ،  معمولاً صمیمی تر و گاه کمتر به روایات عظیم . کلیشه هایی متکی بودند که فیلمسازان آمریکایی به آنها علاقه داشتند . مهم است که با دیدگاهی رمانتیک ، بیش از حد در ارزش گذاری سینمای اروپا غلو نکنیم . برخی از فیلم های اروپایی متفاوت بودند ، عده ای از فیلمسازان این قاره به خوبی از فرصت ها استفاده کرده اند . بعضی از این فیلم ها منسجم تر و پیچیده تر از همه ی آثار دیگر جز تعدادی فیلم آمریکایی بودند . آثار پیش از جنگ جهانی دوم فیلمسازانی چون ژان رنوار و مارسل کارنه در فرانسه ، فریتس لانگ و مورنائو در آلمان و انفجار عظیم سینما در اروپای بعد از جنگ جهانی دوم ، نمایانگر شعور فراوان در ساختن فیلم های مستقل و قدرتمند است ولی باید دو موضوع را به یاد داشت . فیلم هایی که در کشورهای مختلف برای مصرف داخلی ساخته می شوند و به اندازه ی محصولات هالیوود از کلیشه ها ، الگوهای روایی محبوب و در فرهنگ های خاص و پرداخت یکنواخت برخوردارند . سینما در اروپا یا هر نقظه ی دیگری از جهان هرگز تنوع ، انرژی یا محبوبیت سینمای آمریکا را به دست نیاورد .

تولد مولف

اسطوره ی خالق فردی در سینما به طور غیر مستقیم از مناسبات سیاسی و اقتصادی ایالات متحده و فرانسه در دوره ی پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت . همچنین به طور مستقیم از تلاش های گروهی از روشنفکران فرانسوی برای مطرح کردن فیلم های آمریکایی و واکنش نسبت به چیزهایی بود که در فیلم های کشور خود نمی پسندیدند ، این گروه به موج نوی سینمای فرانسه معروف شدند . مناسبات سیاسی و اقتصادی به گونه ای بود که به مرور زمان در تمام کشورها گسترش یافت ، کشورهایی که در آنها محبوبیت فیلم های آمریکایی قدرت اقتصادی سینمای داخلی را تهدید می کند . فرانسه سعی کرد تا این مسئله را با اعمال سیاستی خاص حل کند ، به صورتی که سهمیه ای برای نمایش فیلم های آمریکایی در مقابل فیلم های فرانسوی در نظر گرفته شد . طی دوران اشغال فرانسه توسط نازی ها از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ فیلم های آمریکایی ابداً امکان نمایش پیدا نکردند . در سال های اواخر دهه ی ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ ، موجی از فیلم های قبلاً  نمایش داده نشده به این کشور هجوم آورد که سینماروها را در خود فرو برد و خشنود کرد . فیلمسازان فرانسوی امید داشتند که بتوانند با هجوم به فیلم های آمریکایی رقابت کنند و با ساختن فیلم های درجه یک سهم خود را از اکران فرانسه به دست آورند . آنها ساختن فیلم های کسالت بار یا تئاتری را متوقف کردند که غالباً بر مبنای داستان های عامه پسند یا شاهکارهای ادبی ساخته می شد ، مانند سرخ و سیاه ( ۱۹۴۵ ) ، به کارگردانی کلوداوتان – لارا که بر اساس رمان استاندال شکل گرفت . گروه جوان عشاق فیلم به سرعت تبدیل به منتقدان فیلم و در اواخر دهه ۱۹۵۰ تاثیرگذارترین فیلم سازان نسل خود شدند . آنان از فیلم های کشورشان انتقاد کردند و فیلم های آمریکایی را الگوی خود قرار دادند . فرانسوا تروفو ، ژان لوک گدار ، ژاک ریوت ، اریک رومر و کلود شابرول با انزجار درباره ی فیلمسازان کشورشان نوشتند . ژان لوک گدار می نویسد : حرکات دوربین شما زننده است چون سوژه هایتان بد هستند . بازیگرانتان بد بازی می کنند زیرا دیالوگ هایتان بی ارزش است . در یک کلام شما نمی توانید سینما خلق کنید چون نمی دانید سینما چیست …

چه کسانی سینما را می شناختند ؟ این فرانسوی های جوان می گفتند که برخی از فیلمسازان اروپایی مانند ژان رنوار و روبرتو روسلینی نئورئالیست سینما را می شناسند . ولی بالاتر از همه تعدادی از فیلمسازان آمریکایی سینما را به بهترین وجه شناخته بودند . اورسن ولز و آلفرد هیچکاک ، جان فورد و هاوارد هاکس ، اتوپره مینجر ، نیکلاس ری ، رائول والش ، ساموئل فولر ، فیلمسازانی که بسیاری از سینماروهای آمریکایی آنها را نمی شناختند در پانتئون ( معبد خدایان ) کارگردانان بزرگ جا داده شدند. از نظر گدار ، تروفو و همکارانش ، این فیلمسازان آمریکایی کیفیتی را تکامل بخشیدند و حفظ کردند که در این جا به بررسی آن خواهیم پرداخت : سبک شخصی . این منتقدان جوان فرانسوی به نکته ای مهم در سینمای آمریکا پرداخته بودند ، نکته هایی که نه فقط به آنها امکان داد تا جایگاه حرفه ای خود را در فرانسه و متعاقباً جهان تثبیت کنند بلکه مطالعات سینمایی را به عنوان موضوعی جدی در ایالات متحده پایه گذارد ، زیرا اندیشه های آنان به سینما عزت و احترام بخشید . آنها عقیده داشتند که به رغم گمنامی و تولید انبوه سیستم استودیویی ، صرف نظر از آنکه چه کسانی این فیلم ها را تولید ، فیلمبرداری ، بازی کرده اند یا نوشته اند ، به رغم وجود استودیو و مقدار پولی که یک فیلم با آن ساخته می شد یا نمی شد ، باید تدتوم را در مجموعه ای از فیلم هایی یافت که تحت یک عنوان به یکدیگر پیوسته اند : کارگردان .

برچسب ها :

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا