جستجو

برگمان از دیگران می گوید …

243768-ingmar-bergman-travail-annees-60 - Copy

آندره تارکوفسکی

وقتی فیلم سند نباشد ، رویا است و به همین دلیل تارکوفسکی بزرگ ترین آنها . او با سادگی و بی تکلفی شگرفی در اتاق رویاها حرکت می کند . او توضیح نمی دهد . اصلاً چه چیزی را باید توضیح داد ؟

او نظاره گری است که می تواند تفکراتش را در دست و پا گیرترین ، ولی در عین حال شایق ترین رسانه ی جهان شکل دهد . من تمام عمرم بر در اتاق هایی کوبیده ام که او آنچنان ساده و بی تکلف در آن ها به حرکت در آمده و فقط معدود دفعاتی توانسته ام به درونشان رخنه کنم . بیشتر تلاش های خودآگاهانه ام به شکستی خفت بار منجر شده اند : تخم مار ، تماس ، چهره به چهره و غیره .

فلینی ، کوروساوا ، بونوئل

یک منتقد فرانسوی با هوشمندی نوشته بود برگمان با سونات پاییزی ادای برگمان درآورده . جمله ی رندانه ای است ، ولی ناگوار . برای من که هست .

من به تارکوفسکی عشق می ورزم و ستایش اش می کنم و او را به عنوان بزرگ ترین آدم های همه ی اعصار می دانم . ستایش من نسبت به فلینی بی حد و حصر است . ولی این احساس را هم دارم که تارکوفسکی به ساخت فیلم های تارکوفسکی وار دست زد و فلینی به ساخت فیلم های فلینی وار .

ولی کوروساوا هیچ وفت فیلمی کوروساوا وار نساخته است .

هیچ وقت نتوانسته ام آن گونه که باید ، بونوئل را تحسین کنم . او خیلی زود کشف کرد که می توان حقه هایی بکر سرهم بندی کرد ، و او آنها را با نوع خاصی از نبوغ ، که فقط مختص بونوئل است ، اعتلا داد و سپس حقه هایش را تکرار و متنوع کرد . او همواره مورد تحسین من بود . بونوئل تقریباً همیشه فیلم های بونوئلی می ساخت .

کنجی میزوگوچی

لانگ شات تمهید برجسته ای است و میزوگوچی آن را به حد کمال گسترش داد . به گمانم ایده ی استفاده از لانگ شات ها قبل از دیدن فیلم هایش به ذهنم خطور کرد ، ولی تکنیک او من را بی نهایت میخکوب می کند . یکی از نماهای لانگ شاتم را از او کش رفتم . یک لانگ شات در یکی از موفق ترین فیلم هایی که تاکنون ساخته ام ، و آن پرسونا است . جایی که بی بی شیشه ی شکسته را همان گونه که هست ، رها می کند . ولی از سوی دیگر، لانگ شات ها مستلزم پیچیدگی و سطح بالایی از شعورند . هیچ وقت نباید همین طوری از آنها استفاده کرد .

ژان لوک گدار

در این حرفه ، من همواره آدم ایی را که جلو می روند ستایش کرده ام . آدم هایی که نوعی ایده  دارند و هرچند احمقانه آن را اجرا می کنند. آنها آدم ها و چیزها را جمع و جور می کنند و چیزی می سازند . من همواره این را ستایش کرده ام . ولی نمی توانم فیلم های گدار را ببینم . شاید ۲۵ یا ۳۰ دقیقه ، یا ۵۰ دقیقه پای یکی از فیلم هایش می نشینم و بعد مجبورم بلند شوم بروم ، چون فیلم های او من را عصبی می کنند . احساس می کنم هر لحظه می خواهد چیزی به من بگوید ، ولی نمی فهمم چه چیزی . و گاهی این احساس را دارم که او بلوف می زند و به من نارو میزند .

 

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا