جستجو

بررسی ماجرای فیلم های آنتونیونی – آگراندیسمان – بخش اول

اگراندیسمان

او برای اولین فیلمش که تماماً خارج از ایتالیا فیلمبرداری شده ، داستان آگراندیسمان اثر نویسنده ی آرژانتینی الاصل ، خولیو کورتاثار را انتخاب می کند . در داستان های کورتاثار ، واقعیت بر پایه های ضعیفی قرار دارد و هر آن ممکن است تخیل و عوامل سو رئالیستی و حتی عواملی از دنیای گذشته ، زمان حال و واقعیت را به هم بریزند و تسخیرش کنند . در داستان فاصله ها هنگامی که آلینا در آمریکای جنوبی درباره ی وین خیال پردازی می کند ، زن گدایی را روی پل تصور می کند . زمانی که عملاً به وین می رود ، همان خیال زن گدا به واقعیت می پیوندد و زن گدا جایگزین او می شود . در داستان بُت سیکلیدس مردی که یک مجسمه ی قدیمی یونانی را پسدا کرده ، تحت تاثیر دنیای کلاسیک قرار می گیرد و می خواهد دوستش را طبق مراسم آیینی بدوی قربانی کند . در داستان نامه ای به زن جوان مقیم پاریس مردی که موقتاً ساکن خانه ی دوست دخترش شده ، خانه را تقریباً از شکل می اندازد چرا که هر چند وقت یک بار از حلقومش یک بچه خرگوش بیرون می جهد و خرگوش ها پارچه ی مبل ها و پرده ها را می خورند و آپارتمان را خراب می کنند . در هیچ یک از این داستان ها واقعیت خارجی پایه های محکمی ندارد . در تداوم پارک ها مردی در اتاق نشیمن زیر چراغ مطالعه می نشیند تا یک رمان پلیسی بخواند . این ساختمان در یک پارک قرار دارد . در رمان می خواند که قاتلی برای آدم کشتن وارد یک پارک می شود ، سپس وارد ساختمانی ساختمانی می شود دقیقاً شبیه همین ساختمان محل سکونت خواننده ی رمان ، و به اتاقی مشابه اتاق خواننده نزدیک می شود که در آن قربانی مشغول کتاب خواندن است . در داستان آگراندیسمان که در میدانی خلوت اتفاق می افتد ، مردی از یک پسر بچه و یک زن عکس می گیرد و با این عمل باعث فرار پسر بچه از دست این زن و مردی می شود که در یک ماشین نشسته و به پسر بچه نظر سوء داشته اند . عکاس خوشحال است که جلوی ماجرا را گرفته . در اتاق عکاس ، میشل ، عکس زنده می شود و روایت های مختلفی بر اساس عکس گرفته شده شکل می گیرد . واقعیتی خاص وجود ندارد و حادثه هر آن می تواند شکل های مختلفی به خود بگیرد . آنتونیونی می گوید :

هنگامی که درباره ی این فیلم شروع کردم به فکر کردن ، خیلی وقت هاشب بیدار می ماندم و فکر می کردم و یادداشت بر می داشتم . به زودی این داستان ، با امکانات بی شماری که داشت ، مرا مجذوب خود کرد ، و من سعی کردم ببینم جنبه های بسیار متعدد داستان مرا به کجا می برد .

آنتونیونی فیلمنامه ی آگراندیسمان را با همکاری تونینو گوئرا نوشت و برای برگرداندن گفت و گو ها به انگلیسی از ادوارد باند ، نمایشنامه نویس انگلیسی ، کمک گرفت . به جای ماجرای زن و پسرک ، او داستان یک مرد و یک زن جوان تر را در یک پارک جایگزین کرد که عکاسی به نام تاماس از آن ها عکس می گیرد و سپس بعد از بزرگ کردن عکس ها در استودیو یش متوجه می شود توطئه ی قتلی در کار بوده و نهایتاً این که واقعاً قتلی انجام گرفته است . تاماس عکاس مد ات ولی در عین حال عکس های مستند هم می گیرد . آنتونیونی می گوید :

در زمان داستان فیلم ، شهری که همه ی عکاس های مشهور در آن کار می کردند لندن بود . به علاوه تاماس خود را در مرکز حوادثی می یابد که با زندگی در لندن راحت تر می توان ربط شان داد تا زندگی در رم و میلان . او اصول اخلاقی جدیدی را انتخاب کرده که در بریتانیای دهه ی ۶۰ حاکم شد و انقلابی بود در شیوه ی زندگی ، رفتار و اخلاقیات ، به خصوص در میان هنرمندان جوان ، تبلیغاتچی ها ، خالقان مد و نوازندگان موسیقی که جزو جنبش پاپ بودند … قبل از شروع فیلم ، چند هفته در طول فیلمبرداری مادِستی بلیز به کارگردانی جوزف لوزی و با بازیگری مونیکا ویتی در لندن زندگی کرده بودم . در آن دوره متوجه شدم لندن برای داستانی که می خواهم بسازم زمینه ای آرمانی است اما نمی خواستم فیلمی درباره ی لندن بسازم .

فیلم های میکل آنجلو آنتونیونی – سینمای جدایی – امید روشن ضمیر

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا