جستجو

ایدئولوژی سرگئی آیزنشتاین

AleksandrNevskiy

سرگئی آیزنشتاین ( ۱۸۹۸ – ۱۹۴۸ ) کار خود را از تئاتر شروع کرد . او در سن بیست و پنج سالگی به خاطر تولیدات تئاتری تجربی و بسیار غیر معمول شناخته شده بود . از او دعوت شد تا برای پرولتکولت ، یک جنبش هنری و تئاتری پروپاگاندای تبلیغی – تهییجی ، فیلمی بسازد . استاکا ( اعتصاب ) آیزنشتاین را در مسیر تبدیل شدن به یکی از مشهورترین فیلم سازان و نظریه پردازان روس قرار داد . اعتصاب نمونه ای از چیزی بود که آیزنشتاین قرار بود بعدها بسازد . این فیلم بسیاری از علایق موضوعی فیلم های بعدی او را در خود داشت : اعتصاب مانند فیلم های بعدی او ، به جای استفاده از شخصیت های خاص ، از مردم برای نمایش انواع شخصیت ها استفاده می کرد . پیش زمینه ی تئاتری آیزنشتاین به شکل های مختلف روی کار او تاثیر گذاشته است : توجه به نورپردازی ، طراحی لباس و طراحی صحنه ، حالت های صورت و بدن که گاهی برای ایجاد واکنشی در بیننده ، از حد واقع گرایانه فراتر می روند ، و تمایل به هنر نمایشی ( گاهی به اشتباه ) . داستان فیلم راجع به اعتصاب در یک کارخانه در سال ۱۹۱۲ در روسیه است و مبارزه ی طبقه ی کارگر علیه تزار را به تصویر می کشد . اعتصاب در خود تصاویر خیره کننده و مبتکرانه ی بسیاری دارد و برای ایجاد احساس و ارتباط عاطفی ، کارهایی انجام می دهد که حتی امروز نیز تدوین هایی خلاقانه محسوب می شوند . این فیلم هنوز هم بسیار دیدنی و جالب توجه باقی مانده است .

متن های ابتدای فیلم به طور تلویحی می گویند که با وجود آراام بودن شرایط در حال حاضر ، به زودی تغییراتی در راه خواهد بود . بعد از صحنه های حرکت ماشین آلات کارخانه ، می بینیم که رییس کارخانه به دنبال جاسوسی در بین کارگران است و فهرست مامورین را بررسی می کند . شرایط پر تنش است و معترضان و بلشویک ها در حال برنامه ریزی برای یک اعتصاب پیش از اتفاق تحریک کننده هستند . این اتفاق ، به سرقت رفتن یک ماشین ( یک میکرومتر ) است که معادل سه هفته دستمزد یک کارگر ارزش دارد . یکی از کارگرها متهم به یرقت دستگاه شده و در نتیجه خودش را حلق آویز می کند . درگیری هایی رخ می دهد و کار متوقف می شود . اعتصاب گران به سمت پنجره های ریخته گری ، سنگ و تکه های فلز پرتاب می کنند و بعد با مدیران کارخانه روبرو می شوند . آن ها یکی از مدیران را دستگیر می کنند ، او را با یک چرخ دستی نزدیک آب برده و به داخل آب پرتاب می کنند و سپس متفرق می شوند . سهام داران به بررسی خواسته های کارگران می پردازند . با ادامه ی اعتصاب ، آیزنشتاین زندگی خانواده های اعتصاب گران را در کنار ذهنیت آسوده طلبانه ی سهام داران و مالک کارخانه می گذارد . سپس احتمالاً به دستور سهام داران ، پلیس به کارگران حمله می کند . با ادامه ی اعتصاب ، صحنه های شکل گرفتن صف ها پشت در یک فروشگاه بسته ، بچه ای که نیاز به غذا دارد و تصاویر دیگری از هزینه ی اعتصاب برای انسان به تصویر کشیده می شود . اتفاقات سریع تر پیش می روند ، جاسوسان کارخانه به ضرب و شتم یک کارگر اعتصاب گر می پردازند ، ماموران دست به تحریک کارگران می زنند و در نتیجه شیر آب اضطراری آتش نشانی روی جمعیت باز می شود . سر آخر ، ارتش به آن جا می رود و به زودی مشخص می شود که اعتصاب پایان خوشی نخواهد داشت . جمعیت عصبانی در چندین درگاه و مانع مورد تعقیب قرار گرفته و بالاخره در بالکن های آپارتمان ها شلاق می خورند . یک افسر پلیس بچه ای را از بالکن پرت کرده و باعث مرگ او می شود . سربازان ارتش ، کارگران را به سمتی هدایت کرده و آن ها را تیرباران می کنند . تصاویر تیراندازی و نیز کشته شدن یک گاو به طور متناوب نشان داده می شوند . امروزه اعتصاب مانند بسیاری از فیلم های آیزنشتاین ، بیشتر شبیه یک فیلم آوانگارد معاصر است تا فیلمی با یک قرن قدمت .

فیلم برای آیزنشتاین ، سنتزی از تمام فرم های پیشین هنر بود و مونتاژ ، نقطه ی اوج این سنتز . از طریق تدوین تصاویر جدا در کنار یکدیگر ، امکان خلق ایده های جدید و نوین ، ایجاد احساسات در بیننده و انتقال اظهار نظرهای ایدئولوژیک پدید آمد . مونتاژ هم در فیلم های آیزنشتاین و هم در نوشتته های او ، دغدغه ی اصلی و کانون توجه اش بود . نمونه های این امر شامل کات کردن بین کشته شدن کارگران در اعتصاب ، تصاویر کشته شدن یک گاو و نماهای متناوب کشتار جمعیت و نیز حرکت آرام و منظم سربازها روی پلکان ادسا در رزمناو پوتمکین ( ۱۹۲۵ ) یا صحنه ی پل در فیلم اکتبر ( ۱۹۲۸ ) هستند . مونتاژ تنها جنبه ی دیداری نداشت و ظهور صدا به آیزنشتاین اجازه ی ایجاد لایه های جدیدی از مونتاژ از طریق اضافه کردن هیجان به صحنه ها با صدا /موسیقی داد . البته استفاده از مونتاژ یا هر ابزار دیگر همواره در خدمت پیغام ایدئولوژیک بود . در این جا ممکن است بیننده ی معاصر مقاومت کند و نیز برخی از این صحنه ها ساده لوحانه یا در هم ریخته به نظر برسند . مطمئناً آیزنشتاین در دوره ی فیلم های صامت و جنبش پرولتکولت حس می کرد که هنر و پروپاگاندا می توانند به خوبی بر هم منطبق شوند . کارهایی مانند فیلم های ذکر شده و نیز فیلم هایی مانند قدیم و جدید ( ۱۹۲۹ ) به همان اندازه که آثار هنری هستند ، داستان ها و افسانه های شوروی به شمار می روند . همه ی فیلم های او ، به جز فیلم هایش در دوره ی کوتاهی در هالیوود و نیز مکزیک ( ۱۹۳۲ –  ۱۹۳۰ ) ، با هدفی ایدئولوژیک ساخته شده اند . حتی قدرت فیلم سازی او در خارج از روسیه به این معنی بود که فیلم های او تا حدودی در حمایت از دولت شوروی هستند . در نهایت و با عوض شدن ایدئولوژی ها به ویژه در دوران حکومت استالین ، ثابت شد که پیش درآمدهای ایدئولوژیک آشکار در فیلمسازی او ، شمشیری دو لبه است . ایوان مخوف ، بخش اول ( ۱۹۴۴ ) در مورد تزار بود و دولت شوروی نمی خواست تصویر ارائه شده از او باعث ابراز همدلی شود ، اما استالین در آن دوره از نوعی ملی گرایی روسی حمایت می کرد و مشوق احیای برخی رهبران سابق این کشور بود . البته ایوان مخوف ، بخش دوم ( ۱۹۵۸ ) از سوی کمیته ی مرکزی جماهیر مجوز نگرفت و ممنوع شد . این فیلم که در سال ۱۹۴۶ ساخته شده بود ، تا پیش از مرگ استالین به خاطر سانسور به نمایش گذاشته نشد . این دو فیلم را گاهی انتققاد از نحوه ی تغییر دولت شوروی می دانند که شاید به خاطر همین تغییر ، فیلم دوم اجازه ی نمایش نیافت .

آیزنشتاین به دلایل شخصی یا هنری از زیر تاثیرات نقدهای وارده بر ایوان مخوف بخش دوم کمر راست نکرد . او منزوی شد و در سال ۱۹۴۸ در حالی در گذشت که همچنان دولت شوروی با او مخالف بود و او را تحت نظر داشت . تنها ده سال بعد از مرگ او بود که میراثش در اتحاد جماهیر شوروی مورد ارزیابی دوباره قرار گرفت ، اما با این حال در خارج از این کشور مشهور باقی مانده بود . آیزنشتاین هنوز هم مشهورترین فیلمسازروس و یکی از اثر گذارترین و مورد احترام ترین کارگردانان دنیا باقی مانده است . مهارت های آیزنشتاین در کارگردانی و به ویژه تدوین در هر کدام از فیلم هایی که ذکر شد ، همچنان نمونه هایی هستند که دانشجویان سینما باید از آنها درس بگیرند . هر چند با گذشت زمان از محبوبیت نظریه های مونتاژ او کاسته شده ، اما این نظریه ها همچنان سهمی مهم در توسعه ی سینما محسوب می شوند .

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا