جستجو

اگزیستانسیالیسم

;'hvn

اگزیستانس (existence) به معنی وجود است. این فلسفه توسط سورن کگارد در قرن نوزدهم به .جود آمد. او با بعضی از سنت های فلسفی که در زمانش رواج داشت مخالف بود ، زیرا عقیده اش این بود که این فلسفه ها چه راست باشند و چه دروغ ، ارتباطی با مسایلی که انسان در زندگی با آنها روبرو است ، ندارند.

از نظر وی مسایل واقعی فلسفی چنین مسایلی هستند :

مقصود اصلی حیات انسان چیست؟ به هستی انسان چه معنایی می توان داد؟ غایت و هدف رویدادهای انسانی ، انسانی که دلتنگ ، پوچ و بی معنی است، چیست؟

او گفت : پرسش اساسی ، معنای وجود می باشد ، یعنی این سوال که حقیقت وجود چیست؟

اما این پرسش نزد عقل بی معنا ست ، زیرا عقل از راهیابی به معنای آن ناتوان است. کگارد نتیجه گرفت : پرسش درباره چیستی انسانیت ، زندگی و جهان ، پرسش هایی است که همه با آن دست به گریبانند، با این وجود عقل و فلسفه سنتی ، هیچ پاسخی نمی تواند به آن ها بدهد. بنابراین انسان نمی تواند از راه عقل به شناخت یقینی برسد. تجربه حسی و آگاهی تاریخی ما همواره دستخوش تغییر است. انسان بودن یعنی زیستن در مخمصه ای همراه با ترس و اضطراب.

پس نتیجه می گیریم که عقل نمی تواند راهنمای ما باشد. بلکه تنها راه نجات انسان از جهل این است که وضع و حالت غم انگیزی را که در آن گرفتار است بشناسد و سپس با اطاعت محض ، یعنی نه به وسیله عقل و منطق ، بلکه با نور ایمان از این وضعیت و جهل خارج گردد.

اگزیستانسیالیسم سورن کگارد ، اگزیستانسیالیسم دینی بود. یعنی راه نجات انسان را در ایمان به خدا می دانست. اما بیشتر فیلسوفان این مکتب که پس از او آمدند و متعلق به قرن بیستم بودند دیندار نبودند.

اعتقاد آنها این بود که انسان در زندگی با دنیایی توضیح ناپذیر رو به رو است . جهان پیرامون ما ، سرشت انسانی و سرشت هستی به گونه ای است که آشوب درونی و اضطراب را بر می انگیزد.

فلاسفه اگزیستانس برای بیان این مسایل و حل آنها هر یک به راهی رفتند. به عنوان نمونه فردریش نیچه ، فیلسوف آلمانی ، اظهار داشت که راه حل کنار گذاشتن عقلانیت و شک کردن به هر چه شک پذیر باشد، حتی به اصول اخلاق و ارزش هاست. بدین ترتیب ، دیگر نه عقیده و یقینی باقی می ماند و نه اخلاق و ارزشی. چنین تفکراتی بود که در قرن بیستم ، منتهی به مکتب پوچ گرایی (نهیلیسم ) گردید.

فلسفه اگزیستانس در حیات فکری و عقلی معاصر تاثیر بسیاری گذاشته است. از هم پاشیدگی و فروریختگی اروپا پس از جنگ های جهانی ، در همگان این عقیده را ایجاد کرد که افکار و ارزشهای متداول را بی اعتبار و خالی از معنا بدانند و به این نتیجه برسند که در دنیایی که در آن زندگی می کنند ، عقل و منطق نه تنها حاکم نیست ، بلکه به هیچ دردی هم نمی خورد.

فلسفه اگزیستانس یا فلسفه اصالت وجود ، فلسفه عمیقی است و اوج آن را می توان در اثر بزرگ فیلسوف آلمانی مارتین هایدگر ، به نام وجود و زمان یافت.

برچسب ها :

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا