جستجو

اگر سینما وجود نداشت فقط نیکلاس ری می توانست آن را اختراع کند …

20120918132333_Tp0n9oElyr0u8gxzJts1de00o1_500

اگر سینما دیگر وجود نداشت ، فقط نیکلاس ری این احساس را به آدم می دهد که قادر بود آن را دوباره اختراع کند ، و بیشتر از آن ، می خواست که بکند . در حالی که به سهولت می توان جان فورد را یک دریا سالار ، رابرت آلدریچ را در وال استریت ، آنتونی مان را در خط اسموک بیلو یا رائول والش را هنری مورگان جدیدی در زیر آسمان کارائیب تصور کرد ، دشوار بتوان قبول کرد که کارگردان به دنبال پناهگاه کاری جز فیلمسازی بکند . این لوگان یا آن تاشلین مثلاً ، ممکن است در تئاتر یا موزیک هال خوش بدرخشند ، یا پرمینجر به عنوان رمان نویس ، بروکز به عنوان معلم ، فولر به عنوان سیاستمدار ، کیوکر به عنوان نماینده مطبوعاتی – اما نیکلاس ری نه . اگر سینما ناگهان دیگر وجود نمی داشت ، اغلب کارگردانان به هیچ وجه چیزی از دست نمی دادند ، اما نیکلاس ری می داد . پس از دیدن جانی گیتار یا یاغی بدون هدف انسان ناگزیر احساس می کند چیزی هست که فقط در سینما وجود دارد ، چیزی که در رمان یا تئاتر یا در جایی دیگر هیچ چیز نمی شد و فقط در روی پرده به طور خیال انگیزی زیبا می شود . نیکلاس ری در وهله ی اول ذاتاً کارگردان است . این توضیح می دهد که علی رغم استعداد ذاتی و صمیمیت آشکارش ، فیلمنامه ای که او جدی اش نگیرد ، تصنعی خواهد ماند .

ژان لوک گدار – کایه دو سینما

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا