جستجو

امیر کوستوریتسا

emir

کارگردان ، تهیه کننده و فیلمنامه نویس ( ۱۹۵۴ ، سارایوو – یوگسلاوی / اکنون بوسنی و هرزه گوین )

تحصیلاتش را در فامو ( مدرسه ی سینمایی پراگ ) به پایان برد . کارش را در تلویزین آغاز کرد . در سال ۱۹۸۱ نخستین فیلم بلند داستانی خود را با نام دالی بل را به یاد می آوری ؟ ساخت و عرضه کرد . با این فیلم برنده ی شیر طلایی بهترین فیلم اول در جشنواره ونیز شد و به شهرت رسید .  برای فیلم های وقتی که بابا به سفر معاملات رفته بود ( ۱۹۸۵ ) و زیرزمین ( ۱۹۹۵ ) بنده ی نخل طلا در جشنواره ی کن شد و برای رویای آریزونا ( ۱۹۹۳ ) ، برنده ی خرس نقره ای در جشنواره ی برلین .

انسان گرایی از فیلم های کوستوریتسا می بارد . در عین حالی که از گوشه خاصی از دنیا نشات می گیرند ( جایی که شرایط سیاسی نقش مهمی در زندگی شخصیت ها دارد ) ، ولی به خاطر اینکه با نیازها ، امیال ، احساسات و تجربه های اولیه ی آدمی سر و کار دارند ، حکایت هایی ماندگار به شمار می آیند .

نخستین فیلم کوستوریتسا ، دالی بل را به یاد می آوری ؟ کمدی تلخ و شیرین و هوشمندانه ای است درباره ی دینو ، نوجوانی که نخستین عشق زندگی خود را تجربه می کند . البته داستان معناهای ضمنی سیاسی و اجتماعی هم دارد : پدر دینو همراه با خانواده اش در آپارتمانی تنگ و تاریک زندگی می کند و با این وجود ، کماکان یک مسلمان – مارکسیست باقی مانده و سفت و سخت به آرمان شهر کمونیستی اعتقاد دارد . فیلمنامه پر است از تکه هایی انتقادی از بوروکراسی حزب کمونیست . در جریان داستان ، پدر دینو می میرد ، که به طور نمادین اعتقاد کوستوریتسا را بازتاب می دهد که معتقد است شکست کمونیسم در بهبوود زندگی مردم ، قطعی و برگشت نا پذیر است . با این وجود کمدی گذار به سنین بلوغ ، به بسیاری دیگر از اینگونه وقایع نگاری ها شبیه است . بی شک ، لحن شوخ و ملایمش ، متاثر از دوران تحصیل او در مدرسه ی سینمایی پراگ و آموزش زیر دست استادانی مثل ییژری منزل است .

کوستوریتسا با فیلم بعدی اش ، وقتی که بابا به سفر معاملات رفته بود به عنوان فیلم سازی پرقدرت در صحنه ی بین المللی ظاهر شد . داستان فیلم که از دیدگاه ملک ، پسری شش ساله تعریف می شود ، حکایت شاد و سرزنده ی پدر او ، مرد بازیگوشی است که برای سه سال به تبعید فرستاده می شود . در اینجا ، تاثیر سیاست و تاریخ را بر زندگی افراد شاهدیم : در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ یعنی وقتی این ماجراها اتفاق می افتد ، مارشال تیتو ، رهبر یوگسلاوی با استالین قطع رابطه کرد و در نتیجه ، این کشور از بلوک شرق کنار گذاشته شد . در یوگسلاوی دو دستگی پیش آمد و عده ای طرف تیتو را گرفتند و عده ای دیگر طرف استالین را . و همین مسئله باعث شد که مردم یکدیگر را لو می دادند و آن هم لو دتدن هایی که اغلب ربطی به گرایش های سیاسی افراد نداشت . قضایایی که در مورد وقتی بابا … صادق است . کینه توزی یکی از آشنایان مادر ملک به اضافه ی حس انتقام جویی دایی او ، باعث دستگیری پدر در جریان یک مهمانی خانوادگی می شود . اما تمامی آنچه ملک می داند این است که پدرش را از خانواده دور کرده اند و حالا مادرش باید این در و آن در بزند و برای سیر کردن شکم بچه ها ، با خیاطی درآمدی کسب کند .

سرانجام ملک و خانواده اش به معدن نمکی می روند که پدرش را در آن نگه داشته اند . اردوگاه پر است از زندانی هایی که مثل پدر به خاطر مسائلی اغلب غیر سیاسی گرفتار شده اند . در اینجاست که ضمناً ملک به بلوغ می رسد اما به روشی کاملاً متفاوت . با توصیف دالی بل یکی اینکه مثلاً پختگی اش در نتیجه تعاملش با دختری حاصل می شود که به بیماری لاعلاجی گرفتار شده . وقتی که بابا … یکی از بهترین فیلم های دهه ی ۱۹۸۰ در سینمای اروپاست .

فیلم بعدی کوستوریتسا ، دوران کولی ها ( ۱۹۸۹ ) ، هم داستان دیگری در باب گذار به مرحله ی بلوغ است و هم ، روایتی پر شور درباره ی زندگی کولی ها . ماجراهای پسرک معصومی که آرزو دارد زندگی بهتری برای خود دست و پا کند ، ولی پی می برد که برای این مقصود چاره ای جز بزهکاری ندارد . با این داستان ، کوستوریتسا جامعه ای را زیر سوال می برد که بچه ها را استثمار می کند . رویای آریزونا ( ۱۹۹۳ ) ، نخستین فیلم آمریکایی کوستوریتسا ، به شدت نومید کننده بود . در این فیلم ، جانی دپ نقش جوانی را بازی می کند که تازه پدرش را از دست داده و حالا برای شرکت در عروسی عمویش ( جری لوییس ) به زادگاهش برگشته است . فیلم در آمریکا پخش محدود داشت .

آشکارا ،  جنگ داخلی که به طرز وحشتناکی یوگسلاوی را تجزیه کرد ، آرام آرام بر سینمای کشور تاثیر می گذاشت . در ۱۹۹۵ ، کوستوریتسا دومین نخل طلایش را به خاطر زیر زمین تصاحب کرد . محصول مشترک فرانسه ، آلمان و مجارستان ، حماسه ای استعاری درباره ی یوگسلاوی بین سال های ۱۹۴۱ و ۱۹۹۲ . کوستوریتسا در حالی که رفاقت و درگیری بین مارکو بلاکی ، دو مرد اهل بلگراد را توصیف می کند ، از سلطه ی کمونیست ها در یوگسلاوی پس از جنگ جهانی دوم و نیز ، از جنگ داخلی در دهه ی ۱۹۹۰ ، که به اعتقاد او همه ی طرف های درگیر در آن مقصر بودند ، به شدت انتقاد می کند .

در دهه ی ۱۹۹۰ ، زیرزمین ، یکی از چندین و چند فیلمی بود که با گرایش های بشر دوستانه به نمایش در آمدند و همگی بر روی سیاست و تراژدی جنگ تمرکز داشتند . از جمله فیلم های دیگر ، دهکده ی زیبا ، شعله های آتش زیبا ( ۱۹۹۶ ) ، ساخته سر جان دراگویویچ ، حکایت صرب و مسامانی که بچگی هم بازی بوده اند و حالا در جنگ رو در روی هم قرار گرفته اند . و به سارایوو خوش آمدید ( ۱۹۹۶ ) ، به کارگردانی مایکل وینتر باتم ( در مورد تر و خشک نشناختن جنگ و طرز پوشش وقایع جنگی توسط رسانه ها ) . هر سه ی این فیلم ها آثاری هستند متین و متاثر کننده که به یاد تماشاگر می آورند که جنگ در بوسنی ( یا اصولاً هر جنگی ) چه مصیبت و بلای وحشتناکی بوده و هست .

البته نمایش زیرزمین در فرانسه با بحث و جدل هایی همراه بود . چون منتقدانی از جناح چپ ، فیلم را به موضع گیری به نفع صرب ها متهم کردند  . از این رو در فیلم بعدی اش ، گربه سیاه ، گربه سفید ( ۱۹۹۸ ) ، کوستوریتسا ، از طرح مستقیم مسائل سیاسی پرهیز کرد و به سراغ مضمون شاد و دیوانه واری در مایه ی دوران کولی ها رفت . فیلم حکایت دو طایفه را باز می گوید که اعصضایشان در معجونی از عشق و ازدواج های مصلحتی و مسئولیت های خانوادگی و دودوزه بازی و رو دست یکدیگر زدن ، غوطه ور شده اند .

با در نظر داشتن این موضوع که ک.ستوریتسا علاقه ی خاصی به بررسی سیاست های منطقه ای دارد ، می توان در این حکایت خانواده های متخاصم ، استعاره ای دید از یک درگیری گسترده تر در زادگاه خودش . فیلم با عنوان پایان خوش تمام می شود که بنابراین می توان آن را پای آرزوی فیلمساز گذاشت که این درگیری ها سرانجام راه حا مناسبی پیدا کنند .

با زیرزمین ( ۱۹۹۵ ) کوستوریتسا به اوج کارنامه اش دست یافت و مورد استقبال بسیاری قرار گرفت . از جمله برنده نخل طلا در جشنواره ی کن شد . در این فیلم که به نوعی به تاریخ معاصر یوگسلاوی می پردازد رئالیسم جادویی مخصوص کارهای کوستوریتسا حرف اول را می زند . در زیر زمین همه ی اتفاقات به شکلی رخ می دهد که تماشاگر در باورهای خودش هم شک می کند . اصلاً فیلم بر همین مبنا شکل گرفته . شک در باورها و اعتقادات و البته این حجم از تلخی را کوستوریتسا با طنزی که در سرتاسر فیلم جاری است ، تلطیف کرده  . فیلم همان قدر که با تماشاگر عام بازی می کند ، می تواند تماشاگر خاص را هم بازی دهد و از این جهت کوستوریتسا نشان می دهد که تا چه حد بر ابزارش تسلط دارد .

از فیلم ها : ۱۹۸۱ – دالی بل را به یاد می آوری ؟

۱۹۸۵ – وقتی که بابا به سفر معاملات رفته بود

۱۹۸۹ – دوران کولی ها

۱۹۹۳ – رویای آریزونا

۱۹۹۵ – زیر زمین

۱۹۹۸ – گربه سیاه ، گربه سفید

۲۰۰۴ – زندگی یک معجزه است

۲۰۰۷ – این را به من قول بده

۲۰۰۸ – مارادونا به روایت کوستوریتسا

برچسب ها : ,,

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا