جستجو

آکیرا کوروساوا بزرگ ترین فیلم ساز تاریخ …

Akira-Kurosawa-001

در سال ۱۹۵۰ راشومون چون بهمنی بر سر تماشاگران اروپایی فرود آمد و در سال هایی که در پی آن آمدند آکیرا کوروساوا به با نفوذ ترین کارگردان آسیایی تاریخ سینما بدل شد . استفاده ی او از حرکت آهسته برای نمایش خشونت به تدریج به کلیشه سینمایی بدل شد . تعدادی از فیلم های او توسط هالیوود بازسازی شدند و یوجیمبو ( ۱۹۶۱ ) وسترن ایتالیایی را زایید . جنگ های ستاره ای ( ۱۹۷۷ ) جرج لوکاس بخشی از طرح قصه اش را از دژ پنهان ( ۱۹۵۸ ) کوروساوا گرفته است . در آغاز دهه ی ۱۹۹۰ بسیاری از منتقدان همچنان معتقد بودند که کوروساوا بزرگ ترین فیلمساز در قید حیات است .

کوروساوا را همواره غربی ترین فیلمساز ژاپن دانسته اند . هرچند این عنوان چندان دقیق نیست ، اما این نیز واقعیت دارد که فیلم های او برای بینند گان غربی بسیار سهل الوصول اند . او بسیاری از داستانهایش را از ادبیات غرب وام گرفته است . سریر خون ( ۱۹۵۷ ) و ران ( آشوب ، ۱۹۸۵ ) براساس کارهای شکسپیر ساخته شده اند و داستان پست وبلند ( ۱۹۶۳ ) از رمانی کارآگاهی به قلم اد مک بین گرفته شده است . فیلم های کوروساوا خط داستانی قوی و همواره مقدار قابل ملاحظه ای تحرک فیزیکی دارند . کیفیاتی که به گمان عموم شاخص فیلم های ژاپنی نیستند . کوروساوا می پذیرد که از جان فورد ، آبل گانس ، فرانک کاپرا ، ویلیام وایلر و هاوارد هاکس تاثیر پذیرفته است .

منتقدانی که در کارهای کوروساوا به دنبال نگرشی مولفانه به جهان می گشتند ، در آثار او انسان گرایی قهرمانانه ای یافتند که به ارزش های سینمای وسترن نزدیک بود . بیشتر فیلم های او درباره ی مردانی هستند که می کوشند خود خواهی های خود را مهار نمایند و برای خیر و صلاح دیگران کار کنند . این دیدگاه اخلاقی در فیلم هایی چون فرشته ی مست ( ۱۹۴۸ ) ، سگ ولگرد ( ۱۹۵۰ ) ، و زیستن ( ۱۹۵۲ ) مشهود است . همین بینش در فیلم هفت سامورایی ( ۱۹۵۴ ) که درباره ی گروهی از شمشیرزن های بی ارباب است که خود را برای دفاع از روستاییان در برابر راهزن ها فدا می کنند ، نقش محوری دارد . غالباً قهرمان کوروساوا جوان خودخواهی است که باید از استاد مسن تر و عاقل تر خود درس انضباط و ایثار بیاموزد . زنده ترین تجسم این تم را شاید در فیلم ریش قرمز ( ۱۹۶۵ ) بتوان یافت که در آن پزشک ایثارگر تندخویی به کارآموز جوانش می آموزد خود را وقف بیماران بی چیزش کند .

اما بعد از ریش قرمز فیلم های کوروساوا به سوی بدبینی میل می کنند . دودسکادن ( ۱۹۷۰ ) که بعد از اقدام کوروساوا به خودکشی ساخته شد ، دنیا را چون ملک استیجاری تیره و تاری به تصویر می کشد که هیچ امیدی به رهایی در آن وجود ندارد . کاگه موشا و ران هم نشان می دهند که چگونه مبارزه برای کسب قدرت نظم اجتماعی را از هم می گسلد . تنها درسو اوزالا ( ۱۹۷۵ ) است که او بار دیگر بر امکان دوستی و تعهد خیرخواهانه نسبت به دیگران تاکید می کند .

نخستین سال های بعد از جنگ موقعیت کوروساوا را در سه ژانر تحکیم کرد : اقتباس ادبی ، سینمای اجتماعی و جیدای گکی یا فیلم تاریخی . او در هر سه ژانر یاد شذه رویکردی پلورالیستی در قبال تکنیک سینما یی به کار گرفت که وجه مشخصه فیمسازان ژاپنی است . نخستین فیلم او سانشیرو سوگاتا ( ۱۹۴۳ ) تهور بی نظیری را در تدوین ، قاب بندی و اسفاده از حرکت آهسته به نمایش می گذارد . بلافاصله بعد از جنگ ، شاید به این دلیل که کوروساوا در زمان کوتاهی مقدار زیادی فیلم آمریکایی دیده بود ، به طراحی نماها به شیوه ی اورسن ولز با استفاده از عمق میدان وضوح روی آورد و بعد ها در زمینه ی استفاده از عدسی با فاصله کانونی بلند ( تله فوتو ) برای خلق ترکیب بندی های بصری تقریباً انتزاعی روی پرده عریض کارهایی کرد .

او در زمینه اکشن خشن هم تجربه هایی کرد . در هفت سامورایی صحنه های جنگ را با چند دوربین فیلمبرداری می کرد . فیلمبردارها از عدسی تله استفاده می کردند و برای دنبال کردن ماجرا پن می کردند ، گویی یک رویداد ورزشی را پوشش می دهند . بعدها کوروساوا از تکنیک کار با چند دوربین برای صحنه های گفتگو هم استفاده کرد ، مثلاً در فیلم سابقه یک موجود زنده ( یا در هراس زندگی می کنم ، ۱۹۵۵ ).  احیای روش فیلمبرداری با چند دوربین که در اوایل سینمای ناطق چیز پیش پا افتاده ای بود به بازیگران امکان می داد تمامی صحنه را بدون اینکه کارشان قطع شود بازی کنند و فراموش کننذ که جلوی دوربین هستند . هم فیلمبرداری با چند دوربین و هم استفاده از عدسی تله ، بعد از آنکه توسط کوروساوا باب شدند ، کاملاً رواج پیدا کردند .

کوروساوا در تمام دوره های کارش به خاطر تدوین تند دیوانه وارش هم مورد توجه قرار گرفته است . در سانشیرو سوگاتا او با جسارت تمام به جزئیات صحنه برش می زند بدون اینکه زاویه نگاه دوربین را تغییر دهد و با این کار جلوه ی بزرگ شدنی ناگهانی را خلق می کند ، اما وقتی از راهبرد عدسی تله فوتو و فیلمبرداری با چند دوربین استفاده می کند ، بیشتر به تغییرات تند در زاویه دید متمایل است . این راهبردهای تدوین می توانند به برخوردهای پرتنش یا خشن پویایی ببخشند .

اما سبک بصری فیلم های کوروساوا وجه ایستاتری هم دارد . فیلم های دهه ی ۱۹۴۰ او از برداشت های بسیار بلند استفاده می کنند و کارهای جدیدترش از ترکیب بندیهایی که بسیار خشک صحنه پردازی شده اند بهره می گیرند ، مانند چیزی که در ابتدای تکان دهنده کاگه موشا شاهد آن هستیم . این نما چند دقیقه ی تمام سه آدم واحد را نشان می دهد . گرایش به ترکیب بندی های انتزاعی را در دکورها و لباس های فیلم های او هم می توان دید . کوروساوا در اوایل دوران فعالیت سینمایی اش محیط وقوع رویدادها را به شیوه ای بسیار ناتورالیستی به تصویر می کشید : هیچیک از فیلم های او کامل نبود مگر اینکه صحنه ای زیر باران تند و صحنه ی دیگری در توفان داشته باشد . اما این گرایش به تدریج جای خود را به میزانسن های استیلیزه تری داد . بعد از دودسکادن هماهنگی رنگ ها در ترکیب تصویر به دغدغه ی اصلی کوروساوا بدل شد . او که در جوانی آموزش نقاشی دیده بود ، هم وغم خود را متوجه لباس های زنده و طراحی صحنه ساده شده کرد . اما در کاگه موشا و ران ترکیب بندی های بصری دقیق کارهای اولیه جای خود را به شکوه و جلال پر زرق و برقی داد که دوربین هایی که مدام پن می کنند از آنها فیلم می گیرند .

درخشش تکنیکی کوروساوا ، در کنار پرداخت پر تحرک آکسیون تماشایی ، احترام نسل بچه سینما های هالیوود را نسبت به او جلب کرد . ( جرج لوکاس و فرانسیس فورد کاپولا به تامین مالی کاگه موشا و ران کمک کردند ) علاوه بر این دلمشغولی او با ارزش های انسانی قابل فهم در تمام دنیا به مدت تقریباً پنجاه سال مقام او را به عنوان کارگردانی برجسته نگاه داشته اند .

برچسب ها :

دیدگاه خود را بیان کنید



تصوير من

سینا نوری ... یه دیوونه ی سینما ... اول فیلمنامه نویس و ایده پرداز دوم فیلمساز ... از تموم هدف هایی که توی زندگیش داره سینما تنها هدفیه توو زندگیش که بهش ایمان داره و زندگیش رو وقفش کرده ...

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.

طراحي شده توسط سینانوری - میزبانی وِب توسط گــُزگـا